ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٢
برای او یک مفهوم دیگر دارد . اگر کسی فتواهای فقهاء را با یکدیگر مقایسه کند و ضمنا به احوال شخصیه و طرز تفکر آنها در مسائل زندگی توجه کند میبیند که چگونه سوابق ذهنی یک فقیه و اطلاعات خارجی او از دنیای خارج در فتواهایش تأثیر داشته ، به طوری که فتوای عرب بوی عرب میدهد و فتوای عجم بوی عجم ، فتوای دهاتی بوی دهاتی میدهد و فتوای شهری بوی شهری . این دین ، دین خاتم است ، اختصاص به زمان معین و یا منطقه معین ندارد ، مربوط به همه منطقهها و همه زمانهاست ، دینی است که برای نظام زندگی و پیشرفت زندگی بشر آمده ، پس چگونه ممکن است فقیهی از نظامات و جریان طبیعی بیخبر باشد ، به تکامل و پیشرفت زندگی ایمان نداشته باشد و آنگاه بتواند دستورهای عالی و مترقی این دین حنیف را که برای همین نظامات آمده و ضامن هدایت این جریانها و تحولات و پیشرفتها است کاملا و به طور صحیح استنباط کند ؟ !
ادراک ضرورتها
ما همین الان در فقه خودمان مواردی داریم که فقهاء ما به طور جزم به لزوم و وجوب چیزی فتوا دادهاند فقط به دلیل درک ضرورت و اهمیت موضوع ، یعنی با اینکه دلیل نقلی از آیه و حدیث به طور صریح و کافی نداریم ، و همچنین اجماع معتبری نیز در کار نیست ، فقهاء از اصل چهارم استنباط یعنی دلیل مستقل عقلی استفاده کردهاند . فقها در اینگونه موارد از نظر اهمیت موضوع و از نظر آشنائی به روح اسلام که موضوعات مهم را بلا تکلیف نمیگذارد جزم میکنند که حکم الهی در این مورد باید چنین