دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥٥
٦٤٧٦.امام صادق عليه السلام : بنده در نزد خداوند، جايگاهى دارد كه بِدان دست نمى يابد، جز با يكى از اين دو چيز: از دست رفتن دارايى، يا گرفتارى بدنى.
٦٤٧٧.الكافى ـ به نقل از على بن رئاب ـ: از امام صادق عليه السلام درباره اين سخن خداوند عز و جل : «و هر [ گونه ]مصيبتى به شما برسد، دستاورد خود شماست» پرسيدم كه: درباره آنچه به على و اهل بيت او عليهم السلامپس از او رسيد، چه نظر دارى؟ آيا آن هم به خاطر دستاورد خودشان بود، در حالى كه آنان اهل بيت طهارت و معصوم بودند؟ فرمود: «همانا پيامبر خدا بدون انجام دادن گناهى، هر روز و شب، صد مرتبه به درگاه خداوند، توبه مى كرد و آمرزش مى طلبيد. خداوند، براى اوليايش، بدون هيچ گناهى] از جانب ايشان]، مصيبت هايى اختصاص داده تا بر پايه آنها پاداششان دهد».
٦٤٧٨.الكافى ـ به نقل از ابن بُكير ـ: از امام صادق عليه السلام درباره اين سخن خداوند عز و جل پرسيدم: «و هر [ گونه ]مصيبتى به شما برسد، به سبب دستاورد خود شماست» . [امام عليه السلام براى برطرف كردن نگرانى من ]فرمود: « «و [ خدا ]از بسيارى در مى گذرد» » . گفتم: منظورم، اين نبود. درباره آنچه به على عليه السلام و همانند او از اهل بيتش عليهم السلامرسيد، چه نظر دارى [و آيا مطابق اين سخن خدا، مصيبت هاى رسيده به آنان نيز به سبب دستاورد و گناهان آنان است]؟ فرمود: «پيامبر خدا بدون هيچ گناهى، هر روز، هفتاد مرتبه به درگاه خداوند، توبه مى كرد».
٦٤٧٩.امام صادق عليه السلام : زمانى كه سرِ [مبارك] حسين بن على عليهماالسلام را براى يزيد ـ كه لعنت خدا بر او باد ـ آوردند و على بن الحسين (امام زين العابدين عليه السلام ) و دختران امير مؤمنان بر او وارد شدند ـ در حالى كه على بن الحسين عليهماالسلام، دست بسته و زنجير به گردن بود ـ ، يزيد گفت: اى على بن الحسين! ستايش، از آنِ خدايى است كه پدرت را كُشت. على بن الحسين عليهماالسلام فرمود: «لعنت خدا بر كسى كه پدر مرا به قتل رساند!». يزيد، خشمگين شد و دستور داد او را گردن بزنند. آن گاه، على بن الحسين عليهماالسلامفرمود: «اگر مرا بكشى، دختران پيامبر خدا را چه كسى به منازلشان برگرداند، در حالى كه مَحرمى غير از من ندارند؟» . [يزيد] گفت: تو آنان را به منازلشان باز مى گردانى. سپس سوهانى خواست و پيش آمد تا غل و زنجير را با دست خودش از گردن او ببُرد. سپس به او گفت: اى على بن الحسين! آيا مى دانى از اين كار، چه قصدى دارم؟ فرمود: «آرى. مى خواهى كسى غير از تو بر من منّتى نداشته باشد». يزيد گفت: به خدا، قصدم همين است. و سپس گفت: اى على بن الحسين! «و هر [ گونه ]مصيبتى به شما برسد، دستاورد خود شماست» . على بن الحسين عليهماالسلام فرمود: «هرگز! اين آيه درباره ما نازل نشده است . همانا درباره ما اين آيه نازل شده است: «هيچ مصيبتى در زمين و جان هاى شما [ به شما ]نمى رسد، مگر آن كه پيش از آن كه آن را پديد آوريم، در كتابى هست. اين [ كار ]بر خدا آسان است. تا بر آنچه از دست شما رفته، اندوهگين نشويد و به [ سبب ]آنچه به شما داده است، شادمانى نكنيد، و خدا هيچ خودپسند فخرفروشى را دوست ندارد» . پس ماييم كه به سبب آنچه بر ما گذشته، اندوهگين نمى شويم و به سبب آنچه به ما عطا فرموده، شادمان نمى گرديم».