ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٢
در نتيجه همه شؤون و ابعاد مربوط به زندگى معنوى و مادى آنان را شامل مىشود، يعنى پيامبر و امام بر مردم ولايت مطلقه دارند، اين اطلاق در مقايسه با ولايت مردم است نه در مقايسه با ولايت الهى. آنان از جنبه الهى صاحب هيچگونه ولايتى نيستند، و ولايت آنان برگرفته شده از ولايت خداوند است. و به اصطلاح، ولايت آنان در طول ولايت خدا است نه در عرض آن. چون چنين است بازتاب ولايت آنان نسبت به مردم جز سعادت و خير و صلاح آنان نخواهد بود، بويژه آنكه مقام عصمت، اقتضايى جز بيان و اجراى احكام الهى ندارد و احكام الهى نيز جز به سعادت بشر نمىانجامد.
بنابراين امامت نيز بسان نبوت با حكومت ملازمه دارد، و حكومت يكى از شؤون و وظايف امام است.
حكومت دينى از ديدگاه امامان عليهم السلام فضل بن شاذان روايت مشروحى را از امام رضا عليه السلام درباره پارهاى مسايل اعتقادى و دينى نقل كرده است كه بخشى از آن مربوط به امامت و حكومت دينى است، نقل آن را در اين جا مناسب مىدانيم. امام عليه السلام در پاسخ اين سؤال كه چرا خداوند مسأله اولىالأمر را مقرر نموده و اطاعت آنان را بر مردم واجب كرده است، مطالب زير را بيان كردهاند:
١- خداوند براى بندگان خود حدود و تكاليفى را مقرر داشته است كه عمل به آنها مايه سعادت بشر و مخالفت با آنها موجب بدبختى او خواهد بود.
از طرفى غريزه منفعتطلبى و لذتجويى، انسان را به قانونشكنى و تجاوز از حدود الهى برمىانگيزد. در اين صورت بايد انسان امين و شايستهاى از جانب خداوند تعيين شود تا آنان را از تعدى و تجاوز از حدود الهى باز دارد.
٢- مطالعه تاريخ بشر بيانگر اين واقعيت است كه جوامع بشرى هيچگاه بدون داشتن حاكم و سرپرست نبودهاند، و اين امر نشانگر نياز بشر به حكومت و حاكم در مسايل دينى و دنيوى است. در اين صورت بر خداوند حكيم روا نيست كه بندگان خود را بدون راهبر و سرپرست واگذارد، زيرا او مىداند كه آنان به راهبر و زمامدار نياز دارند تا تحت رهبرى او با دشمنان خود مبارزه كنند و اموال عمومى ميان آنان تقسيم شود، و وجود