آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٠ - دلالت و اقسام آن
اصبع هركدام دلالت بر مرتبهاى از مراتب اعداد دارد .
و امّا مراد از نصبه آنستكه علامات قراردادى كه دلالت بر معناى خاصى دارند همچون علائم راهنمائى كه در جادهها نصب كرده و دلالت بر آزاد بودن عبور و مرور يا ممنوع بودن آن دارد .
قوله : دلالة سرعة النبض على الحمى :
كلمه « نبض » بفتح نون و سكون باء بمعانى متعددى همچون ضربان قلب و حركت قلب و جنبش رگ در حيوان اطلاق مىشود ولى مقصود در اينجا اصطلاحى آنكه در فن « فيزيولوژى » شايع و رائج است مىباشد و آن طپش سرخرگ در زير پوست در نقاط مخصوصى از بدنست كه دلالت بر حصول « تب » مىكند همچون زير مچ دست راست و كلمه « حمى » بضمّ حاء و تشديد ميم بمعناى « تب » است .
قوله : فاقسام الدلالة ستة :
اقسام ششگانه باين شرح است :
١- دلالت وضعيّه لفظيّه .
٢- دلالت وضعيّه غير لفظيّه .
٣- دلالت طبعيّه لفظيّه .
٤- دلالت طبعيّه غير لفظيّه .
٥- دلالت عقليّه لفظيّه .
٦- دلالت عقليّه غير لفظيّه .
قوله : و المقصود بالبحث هيهنا منها هى الدلالة اللفظيّة الوضعيه :
ضمير در « منها » به دلالات راجع بوده و دلالت لفظيّه وضعيّه را در علوم به دلالت معتبره ميخوانند .
قوله : امّا على تمام ما وضع له :
كه بآن دلالت مطابقه گويند همچون دلالت انسان بر حيوان ناطق .
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص