آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٥٨ - تحليل و شرح آن
جزئش مشترك است صغرى مىباشد و اگر جزء مشترك در مقدّمه محكوم به باشد پس آن مقدّمه كبرى است .
سپس جزء ديگر از مطلوب را به جزء ديگر از اين مقدّمه ضميمه كن پس اگر بر طبق يكى از اشكال اربع تأليف و تركيب شدند آنچه به دو جزء مطلوب منضمّ شده حد وسط است و بدين ترتيب مشخص ميشود كه قياس منتج بر طبق كداميك از اشكال اربعه مىباشد .
و امّا اگر بعد از ضميمه نمودن بهيچيك از اشكال در نيامد معلوم ميشود قياس بسيط نبوده بلكه مركّب است پس لازم است عمل ياد شده در تقسيم را نسبت بهريك از آندو جزء عملى سازى يعنى جزء ديگر از مطلوب و جزء ديگر از مقدّمه را ملاحظه كن و همانطوريكه در تقسيم موضوعات و محمولات را پيدا مىنمودى در اينجا نيز اينچنين نما لاجرم هركدام از ايندو با جزئى از قياس نسبتى پيدا مىكنند چه آنكه در غير اينصورت قياس منتج مطلوب نمىباشد .
حال اگر حدّ مشترك بين آندو جزء مطلوب يافتى قياس تامّ مىباشد و مقدّمات و اشكال و نتيجه برايت روشن و آشكار ميگردد .
بنابراين قول مصنّف يعنى « و هو عكسه » معنايش اينستكه در تحليل مقدّمات را تكثير نموده تا به فوق يعنى نتيجه برسند .
و سرّ اطلاق « فوق » به « نتيجه » بيانش در ذيل تقسيم گذشت .
حاشيه : قوله : و التّحديد :
اى فعل الحدّ يعنى انّ المراد بالتّحديد بيان اخذ الحد و كانّ المرد المعرّف مطلقا للاشياء و ذلك بان يقال :
اذا اردت تعريف شئ فلا بدّ ان تضع ذلك الشئ و تطلب جميع ما هو اعم منه و تحمّل عليه بواسطه او بغيرها و تميّز الذّاتيّات عن العرضيّات بان تعدّ ما هو بيّن الثّبوت له و ما يلزم من مجرّد ارتفاعه ارتفاع نفس الماهيّة
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص