آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٥٧ - تحليل و شرح آن
فلا بدّ ان يكون لكلّ واحد منهما نسبة الى شى ممّا فى القياس و الّا لم يكن القياس منتجا للمطلوب فان وجدت حدّا مشتركا بينهما فقد تمّ القياس و تبيّن لك المقدّمات و الاشكال و النتيجة .
فقوله « و هو عكسه » اى تكثير المقدّمات الى فوق و هو النتيجة كما مرّ وجهه .
ترجمه :
تحليل و شرح آن
مرحوم محشّى در ذيل كلام مصنّف يعنى « و التحليل » ميفرمايد :
در شرح مطالع چنين آمده :
چه بسيار است كه در علوم قياساتى وارد مىكنند كه داراى نتيجه صادقه بوده ولى بر طبق هيچيك از هيئات منطقى نمىباشند و اين امر ناشى از تسامح و سهلانگارى نمودن كسى استكه قياسات را تركيب كرده است و جهت اين تسامح اعتماد نمودن بر فطانت مخاطب و علمش به قواعد و قوانين منطقى است .
و بهر تقدير اگر بخواهى بدانى كه قياس منظور بر طبق كدام يك از اشكال اربعه است منحصرا بايد از طريق تحليل وارد شوى و آن عكس تركيب مىباشد و شرح آن چنين است :
مطلوب و نتيجه را تحصيل نما و بقياس منتج نظر افكن پس اگر در آن مقدّمهاى يافتى كه در هردو جزء مطلوب با آن مشاركت باشد پس قياس استثنائى است و اگر مشاركتش تنها در يك جزء بوده قياس اقترانى مىباشد .
پس از آن موضوع و محمول نتيجه را بنگر تا بدينوسيله صغرى از كبرى نزدت مشخّص و مميّز شود چه آنكه جزء مشترك در صغرى و كبرى اگر در نتيجه محكوم عليه باشد لاجرم مقدّمهايكه با مطلوب در يكى از دو
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص