آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٣٤ - جواب از اشكال چهارم
هر جسمى داراى شكل طبيعى يعنى كروى مىباشد .
اين خود يك مسئله علم طبيعى است كه موضوعش جسم بوده و آن همان موضوع علم طبيعى است .
حاشيه : قوله : او عرض ذاتى له .
كقولهم : كلّ متحرّك فله ميل .
ترجمه : مرحوم محشّى در ذيل كلام مصنّف يعنى « او عرض ذاتى له » ميفرمايد :
مثال مورديكه موضوع مسئله عرض ذاتى براى موضوع علم باشد مانند اين گفته از حكماء طبيعى كه مىگويند :
هر متحرّكى داراى ميل به جانبى مىباشد .
در اين مثال قضيّه مذكور خود يك مسئله طبيعى است كه موضوعش متحرّك بوده و آن عرض ذاتى براى جسم مىباشد .
حاشيه : قوله : او مركّب :
من الموضوع مع العرض الذّاتى كقول المهندسّ : كلّ مقدار وسط فى النّسبة فهو ضلع ما يحيط به الطّرفان .
او من نوعه مع العرض الذّاتى كقوله : كلّ خطّ قام على خطّ فانّ زاويتى جنبيه قائمتان او متساويتان لهما .
ترجمه : مرحوم محشّى در ذيل كلام مصنّف يعنى « او مركّب » ميفرمايد :
گاهى موضوع مسئله مركّب است از موضوع علم ببا عرض ذاتى آن چنانچه در علم هندسه مهندسين ميگويند :
هر مقدارى كه در نسبت وسط باشد پس آن ضلعى است كه محاط دو طرف واقع شده .
در اينمثال كه خود يك مسئله رياضى است مقدار وسط موضوع مسئله بوده و آن مركب است از موضوع علم يعنى مقدار و عرض ذاتى آن كه
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص