آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٦ - كلام مصنف در حاشيه كشاف و دفع اعتراض مرحوم محشى
اينست كه :
بدو جهت مصنّف از بين صفات كماليه حضرت رسالت را اختيار نمود :
١- نسبت بين صفت رسالت و صفات ديگر عموم و خصوص مطلق است باين معنا كه رسالت خاص و صفات ديگر عام است چه آنكه هرجا صفت رسالت تحقق يابد صفات ديگر نيز قطعا محقّق ميباشند ولى ممكن است آن صفات باشند بدون صفت رسالت .
٢- تصريح كند كه وجود مقدّس نبوىّ علاوه بر نبوّت داراى مقام رسالت نيز ميباشند چه آنكه رتبه رسول اخصّ از نبىّ است زيرا هر رسولى قطعا نبىّ بوده ولى هر نبىّ رسول نيست و جهتش اينستكه رسول به نبىّ گويند در وقتيكه داراى كتاب و شريعت باشد همچون انبياء اولو العزم .
حاشيه : قوله : هدى .
امّا معفول له لقوله « ارسله » و حينئذ يراد بالهدى، هدى اللّه حتّى يكون فعلا لفاعل الفعل المعلّل به او حال عن الفاعل بل عن المفعول به و حينئذ فالمصدر بمعنى اسم الفاعل او يقال اطلق على ذى الحال مبالغة نحو زيد عدل .
ترجمه : كلمه « هدى » در عبارت مصنف يا مفعول له براى « ارسله » است و در اين هنگام مقصود از « هدى » هدايت حقتعالى ميباشد كه آن فعلى است براى فاعل فعلى كه « هدى » براى آن علّت قرار گرفته است .
يا حال است از فاعل بلكه از مفعول به بنابراين مصدر بمعناى اسم فاعل ميباشد يا ميتوان گفت مصدر بر ذو الحال از باب مبالغه اطلاق شده همچون اطلاق عدل بر زيد در مثال زيد عدل .
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص