آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٣٥ - جواب از اشكال چهارم
وسطيّت باشد .
و مقصود از اين مثال اينست كه هر عددى كه نسبت به دو عدد قبل و بعدش وسط باشد يعنى نسبتش بهردو متّحد باشد مانند عدد ٦ نسبت به عدد قبلش كه ٣ بوده و به بعدش كه ١٢ است چه آنكه ١٢ دو برابر ٦ است و همين نسبت را ٦ با عدد ٣ دارد از اينرو اصطلاحا عدد ٦ را وسط بين ٣ و ١٢ ميخوانند و از خواص چنين عددى كه در اصطلاح هندسه از آن به « ضلع » و در جبر به « شى » و در حساب به « جذر » نام ميبرند اينستكه مربّعش يعنى حاصلضرب خودش در خودش مساوى با حاصلضرب طرفين است لذا در مثال مربّع ٦ مساوى با ٣٦ بوده كه اينعدد همان حاصلضرب ٣ در ١٢ مىباشد .
سپس مرحوم محشّى ميفرمايد :
و گاهى موضوع مسئله مركّب است از نوع موضوع علم با عرض ذاتى آن همچون اين گفتار از مهندسّين هر خطّى كه عمود بر خطّ ديگر باشد دو زاويه طرفين آن قائمه بوده يا مساوى با دو قائمه يعنى ١٨٠ درجه مىباشند .
كه اين خود يك مسئله رياضى است و موضوعش مركّب از خطّ و عمود بودن است كه خط نوعى از ( كمّ ) است و عمود بودن عرض ذاتى آن مىباشد .
متن : و محمولاتها امور خارجة عنها لاحقة لها لذواتها.
ترجمه : و محمولات مسائل امورى هستند خارج از موضوعاتشان كه عارض بر ذات آنها ميشوند .
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص