آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٨ - كلام مصنف در حاشيه كشاف و دفع اعتراض مرحوم محشى
اسم فاعل است زيرا قاعده اينست كه اگر مصدر حال قرار گرفت چون حال بايد مبيّن هيئت باشد اعم از هيئت فاعل يا مفعول لاجرم مصدر را الزاما بايد بمعناى اسم فاعل يا اسم مفعول تقدير نمود تا غرض مزبور تأمين شود و چنانچه مرحوم محشى فرموده ميتوان مصدر را حال قرار دهيم و در عين حال بمعناى اسم فاعل يا مفعول نباشد بلكه از باب مبالغه آنرا بر ذى الحال حمل كنيم همانطوريكه گاهى مصدر را از اين باب خير براى اسم ذات قرار ميدهند چنانچه در زيد عدل چنين است و از آن به مجاز در كلمه نام مىبرند چنانچه در تقدير قبلى كه مصدر بمعناى اسم فاعل بود بمجاز در اسناد مشهور است .
حاشيه : قوله : هو بالاهتداء حقيق :
مصدر مبنىّ للمفعول اى بان يهتدى به و الجملة صفة لقوله هدى او يكونان حالين مترادفين او متداخلين و يحتمل الاستيناف ايضا .
ترجمه : كلمه « الاهتداء » در عبارت مصنّف مصدر مجهول است و معناى آن اينست :
او باينكه مردم بواسطهاش هدايت شوند سزاوار و شايسته است و اينجمله صفت است براى « هدى » يا هردو ( يعنى هدى و جمله ياد شده ) حال مترادف يا متداخل ميباشند و احتمال نيز ممكن است جمله مستأنفه باشد .
شرح : حاصل مراد محشى در عبارت مذكور اينست در جمله « هو بالاهتداء حقيق » سه احتمال است :
الف : آنكه صفت باشد براى « هدى » كه در اينصورت معنا چنين است :
درود بر كسيكه خداوند متعال فرستادش بجهت هدايتى كه هدايت شدن مردم بواسطه او سزاوار ميباشد .
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص