تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٨ - تفسير چرا پرستش شيطان مىكنيد؟!
اين تعبير را مناسب ندانستهاند [١] ولى بعضى اين اعداد را لازم نمىدانند [٢] به هر حال عقل سليم ايجاب مىكند كه انسان از چنين دشمن خطرناكى كه به هيچ انسانى رحم نمىكند و قربانيانش در هر گوشه و كنارى بر خاك هلاكت افتادهاند سخت بر حذر باشد، و آنى به خود اجازه غفلت ندهد چنان كه امير مؤمنان على ع آن پيشواى آگاه و بيدار در يكى از خطبههايش براى توجه به اين حقيقت، مردم را مخاطب ساخته مىگويد:
فاحذروا عباد اللَّه! عدو اللَّه، ان يعديكم بدائم، و ان يستفزكم بندائه، و ان يجلب عليكم بخيله و رجله، فلعمرى لقد فوق لكم سهم الوعيد، و اغرق اليكم بالنزع الشديد، و رماكم من مكان قريب، فقال رب بما اغويتنى لازينن لهم فى الارض و لاغوينهم اجمعين:
" اى بندگان خدا! از اين دشمن خدا بر حذر باشيد، مبادا شما را به بيمارى خويش (كبر و غرور) مبتلا سازد، و با نداى خود شما را به حركت در آورد، و به وسيله لشكريان سواره و پيادهاش شما را جلب كند، به جان خودم سوگند او تيرى خطرناك براى شكار كردن شما به چله كمان گذاشته، و آن را با قدرت و شدت تا سرحد توانايى كشيده، و از نزديكترين مكان شما را هدف قرار داده!، هم او گفته است: پروردگارا به سبب آنكه مرا اغوا كردهاى زرق و برق زندگى را در چشم آنها جلوه مىدهم، و همه آنها را اغوا خواهم كرد (در حالى كه خداوند سبب گمراهيش نبود بلكه هواى نفسش او را گمراه ساخته) [٣] و راستى عجيب است كه چنين دشمنى را به دوستى برگزينيم، و به گفته شاعر:
|
كجا بر سر آيم از اين عار و ننگ |
كه با او به صلحيم و با حق به جنگ؟ |