تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٥ - تفسير هر يك از خورشيد و ماه آيتى هستند
و نوكهاى آن رو به پائين است،" عرجون قديم" نيز همين گونه است.
در حقيقت اين شباهت در جهان مختلف ظاهر مىشود:
از نظر هلالى بودن چوب خوشه خرما، از نظر زرد رنگ بودن، از نظر پژمردگى، از نظر تمايل نوك قوس آن به طرف پائين، و از نظر قرار گرفتن در ميان توده سبز رنگ شاخههاى درخت نخل كه بىشباهت به قرار گرفتن هلال آخرين شب در ميان آسمان تيره رنگ نيست.
و توصيف آن به" قديم" اشاره به كهنگى آن است زيرا هر قدر اين شاخهها كهنهتر مىشود باريكتر و پژمردهتر و زرد رنگتر مىشود و شباهت بيشترى به هلال آخر ماه پيدا مىكند، سبحان اللَّه كه در يك تعبير كوتاه چه ظرافتها و چه زيبائيها نهفته شده است؟!
مىفرمايد:" نه براى خورشيد سزاوار است كه به ماه رسد، و نه شب بر روز پيشى مىگيرد، و هر كدام از آنها در مسير خود شناورند"! (لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ).
مىدانيم خورشيد دوران خود را در برجهاى دوازدهگانه در يك سال طى مىكند، در حالى كه كره ماه منزلگاههاى خويش را در يك ماه طى مىكند.
بنا بر اين حركت دورانى ماه در مسيرش دوازده بار از حركت خورشيد در مدارش سريعتر است، لذا مىفرمايد خورشيد هرگز در حركت خود به پاى ماه نمىرسد تا حركت يك ساله خود را در يك ماه انجام دهد و نظام ساليانه بر هم خورد.