تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٤ - تفسير هر يك از خورشيد و ماه آيتى هستند
زيرا در آغاز ماه نوكهاى هلال رو به طرف بالا است، و تدريجا بر حجم ماه افزوده مىشود تا هفتم كه نيمى از دايره كامل ماه آشكار مىشود و باز بر آن افزوده مىشود تا چهاردهم كه به صورت بدر كامل در مىآيد.
از آن به بعد از سمت پائين ماه كم مىشود تا بيست و يكم كه باز به صورت نيم دايره در مىآيد، همچنين از آن كاسته مىشود تا شب بيست و هشتم كه به صورت هلال ضعيف كمرنگى در مىآيد كه نوكهاى آن رو به طرف پائين است.
آرى اساس زندگى انسانها را نظم تشكيل مىدهد، و نظم بدون تعيين دقيق زمان امكان پذير نيست، و خداوند اين تقويم دقيق ماهانه و سالانه را در آسمان براى همين هدف قرار داده است.
و از همين جا مفهوم تعبير لطيف" كالعرجون القديم" [١] روشن مىشود.
زيرا" عرجون" به طورى كه غالب مفسران و ارباب لغت گفتهاند آن قسمت از خوشه خرماست كه به درخت اتصال دارد، توضيح اينكه: خرما به صورت خوشه بر درخت ظاهر مىشود، پايه اين خوشه به صورت چوب قوسى شكل زرد رنگى است كه به درخت متصل است و نوك آن مانند جارو است، و دانههاى خرما همچون دانههاى انگور به نخهاى آن متصلند، هنگامى كه خوشه نخل را مىبرند آن پايه قوسى شكل بر درخت باقى مىماند كه وقتى مىخشكد و پژمرده مىشود كاملا به هلال قبل از محاق مىماند زيرا همانگونه كه هلال آخر ماه كه در جانب مشرق آسمان نزديك صبحگاهان ظاهر مىشود خميده و پژمرده و زرد رنگ
[١]" عرجون" به عقيده جمعى از ارباب لغت از ماده" انعراج" به معنى" اعوجاج" و" انعطاف" گرفته شده و بنا بر اين" نون" آن زائده است، و بر وزن" فعلون" مىباشد، ولى به عقيده جمعى ديگر از ماده" عرجن" گرفته شده، و نون آن اصلى است، و به معنى پايه شاخهاى است كه كج مىشود و بر درخت خرما باقى مىماند، و" قديم" به معنى هر چيز كهنه است كه زمانى بر آن بگذرد.