تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢ - عالمان دعوت تو را حق مى دانند
حيات بر آن بپوشانند؟.
و يا اينكه آنها از پيامبر ص تعبير به" رجل" آنهم به صورت نكره مىكردند به منظور تحقير بود.
ولى آنها فراموش كرده بودند كه مادر آغاز نيز اجزاء پراكندهاى بوديم هر قطرهاى از آبهاى موجود در بدن ما در گوشه اقيانوس يا چشمهاى بود، و هر ذرهاى از ماده آلى و معدنى جسم ما در گوشهاى از زمين افتاده بود همانگونه كه در آغاز خداوند اينها را جمع كرد در پايان نيز قدرت بر اين امر دارد.
(أَفْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَمْ بِهِ جِنَّةٌ).
و گرنه آدم راستگو و عاقل چگونه ممكن است لب به چنين سخنى بگشايد؟! ولى قرآن به طرز قاطعى به آنها چنين پاسخ مىگويد:" چنين نيست نه او ديوانه است و نه دروغگو، بلكه آنها كه ايمان به آخرت ندارند در عذاب و گمراهى دورى هستند" (بَلِ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فِي الْعَذابِ وَ الضَّلالِ الْبَعِيدِ).
چه گمراهى از اين آشكارتر كه انسان منكر معاد شود معادى كه همه سال در برابر چشمان خود نمونه آن را در عالم طبيعت و زنده شدن زمينهاى مرده مىبيند.
معادى كه اگر نباشد زندگى اين جهان نامفهوم و بى محتوا است.
و بالآخره معادى كه انكار آن مساوى است با انكار قدرت و عدل و حكمت پروردگار.
اما چرا مىگويد آنها اكنون در عذاب و ضلالند؟