تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠ - عالمان دعوت تو را حق مى دانند
(مىبينند) كه فعل مضارع است، و با توجه به گسترش مفهوم" الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ" همه دانشمندان و انديشمندان را در هر عصر و هر زمان و مكان در بر مىگيرد.
و اگر مىبينيم در تفسير على بن ابراهيم اين تعبير به امير مؤمنان على ع تفسير شده در واقع بيان مصداق اتم و اكمل آن است.
آرى هر عالم بى تعصبى در محتواى اين كتاب آسمانى بينديشد از معارف پر مغز و احكام متين و اندرزهاى حكيمانه و مواعظ تكان دهنده آن گرفته، تا تاريخهاى عبرتانگيز و بحثهاى علمى اعجاز آميزش مىداند همگى گواه بر حقانيت اين آيات است.
امروز كتابهاى مختلفى از سوى دانشمندان غربى و شرقى در باره اسلام و قرآن تاليف يافته كه در آنها اعترافات بسيار گويا و روشنى بر عظمت اسلام و صدق آيه فوق ديده مىشود.
تعبير به" هُوَ الْحَقَّ" تعبير جامعى است كه بر تمام محتواى قرآن تطبيق مىكند، چرا كه" حق" همان واقعيت عينى و وجود خارجى است، يعنى محتواى قرآن هماهنگ با قوانين آفرينش و واقعيتهاى عالم هستى و جهان انسانيت است.
و چون چنين است هدايتگر به سوى راه خداست، خداوندى كه هم" عزيز" است و هم" حميد" يعنى در عين توانايى و شكست ناپذير بودن شايسته هر گونه ستايش است، نه همچون قدرتمندان بشر كه چون بر تخت قدرت نشينند راه زورگويى و تجاوز و ستمگرى و انحصارطلبى را پيش مىگيرند.
نظير اين تعبير در آيه ١ سوره ابراهيم نيز آمده است آنجا كه مىگويد:
كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلى صِراطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ:" اين كتابى است كه بر تو نازل كرديم تا مردم را از تاريكيها به سوى روشنايى (علم و ايمان) به فرمان پروردگارشان در آورى به سوى راه خداوند عزيز و حميد.