فلسفه تاریخ 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٩
فلسفه آنچنان که هگل کرده است ، بلکه به اتکا علوم آنچنان که آقایان میخواهند این کار را بکنند که میگویند فلسفه ما فلسفه علمی است ، [ اصل جهش را یک اصل فلسفی بدانیم . ] آیا همه علوم در قلمرو خودشان اصل جهش را یعنی اصل تبدل کمیت به کیفیت را تایید کردهاند ؟ یا فقط زیستشناسی گفته ؟ هنوز به صورت یک اصلی که همه علوم در همه مسائلشان تایید کنند در نیامده است . آیا مثلا فیزیک میگوید که اصلا جریان همیشه این است که همانطور که آب مثلا به یک درجه معین که برسد تبدیل به بخار میشود در همه چیز اینطور است ؟ در فلزات حتما همینطور است ، یعنی به صورت دفعی تبدل صورت میگیرد ؟ اگر مثلا میگویند یک شی تبدیل به نور میشود ، آیا این در یک حالت دفعی صورت میگیرد یا یک تغییر تدریجی است ؟ این که تغییر تدریجی است که کسی انکار ندارد ، و همچنین در مسائل دیگر . نکتهای که خواستم عرض بکنم این است که اصل تکامل و هم اصل جهش ، اصل تبدیل کمیت به کیفیت ، اینها را یک وقت هست ما مانند هگل با توضیحات فلسفی میخواهیم بپذیریم ، آن یک حرفی است ، گو اینکه هگل هم تکامل را توانسته دربارهاش توضیح فلسفی بدهد ولو توضیح غلط ، ولی جهش را نتوانسته چون به چند مثال ساده تمسک کرده است . این را دیگران هم به او ایراد گرفتهاند . ولی به هر حال او میخواهد روی اصول [ پیش برود . ] حال اگر نتوانسته ، راهی که پیش گرفته راه فلسفه است . ولی این آقایان به چه طریق آمدند تکامل را به صورت یک اصل فلسفی و اصل تبدیل کمیت به کیفیت را به صورت یک اصل فلسفی پذیرفتند و حال آن که میگویند فلسفه ما فلسفه علمی است یعنی فقط با اتکا به علوم است نه با استدلالات ارسطویی ، هگلی و امثال اینها . فلاسفه ما هم قائل به تکاملند اما آنها که نیامدند با استناد به چهارتا مثال در طبیعیات بگویند پس در کل عالم تکامل هست . آنها با یک نوع استدلالها ، از راهی وارد شدند که فرضا کسی راهشان را قبول نداشته باشد ، آن راه راهی است که اگر نتیجه بدهد ، تکامل را در کل عالم نتیجه میدهد . آنها که نمیگویند فلسفه ما فلسفه متکی به علوم است که بعد بیاییم بگوییم علوم در چند جا چنین گفته . آن کسی که از یک طرف اشتهای این را دارد که مانند یک فیلسوف نظریه بدهد و بگوید تکامل اصل جهانی است ، تبدیل کمیت به کیفیت اصل جهانی است ، استثناپذیر نیست ، و از طرف دیگر وقتی به او میگوییم به چه دلیل ،