فلسفه تاریخ 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٦
تاثیر میگذارد یعنی چه ؟ این وجودش را از آن دارد یعنی چه ؟ یعنی علت این است ، پس این روی آن اثر میگذارد . معنای علت و معلول غیر از اثر گذاشتن ، چیز دیگری نیست . پس وقتی شما میگویید این هم روی آن اثر میگذارد ، یعنی این هم به نوبه خودش علت است برای آن . فرض کنیم یک سنگ را در جایی نگه میداریم . طبق نیروی جاذبه ، زمین این را به طرف خودش میکشد ، این هم زمین را به طرف خودش میکشد . منتها شتابی که زمین به این سنگ میدهد خیلی بیشتر از شتابی است که این سنگ به زمین میدهد . پس اینها روی هم تاثیر متقابل دارند ، منتها تاثیر زمین روی این خیلی بیشتر است از تاثیر این روی زمین ، یعنی زمین نسبت به این سنگ زیربناست . شما آنجا که میگویید " تاثیر " در واقع تاثیر ندارد ، یعنی در عمل هیچ تاثیری ندارد . آنجا اقتضای تاثیر است . فرض کنید انسان پهلوانی در اینجا نشسته ، بچهای هم آن طرف نشسته . یک سر ریسمانی دست آن پهلوان ، یک سر آن هم دست این بچه است . بچه هم میکشد این هم میکشد . تاثیر بچه در حال اقتضا و قوه باقی میماند و به فعلیت نمیرسد ، یعنی آن بچه این پهلوان را یک میلیمتر هم از جای خودش تکان نمیدهد ولی او بچه را میکشد و به سوی خود میآورد . مثال دیگر بهتر از این برایتان عرض کنم . شما در یک کفه ترازو یک وزنه سه کیلویی میگذارید و در کفه دیگر یک وزنه یک کیلویی . وزنه یک کیلویی البته به اندازه یک کیلو فشار میآورد ولی فشاری که اثر روی کفه دیگر نمیگذارد ، یعنی آن را حتی یک میلیمتر هم از جای خودش بلند نمیکند ، نه اینکه روی آن اثر میگذارد . میخواهد اثر بگذارد ولی آن متاثر نمیشود . فرق است میان اینکه وقتی عامل موثری میخواهد روی شیئی عمل کند آن شی هم از این اثر بپذیرد یا اثر نپذیرد . [ اگر ] اثر نپذیرد تاثیر او به حال بالقوه باقی میماند . دیگر ما اینجا نمیتوانیم بگوییم تاثیر دارد منتها اثر این کمتر است و اثر آن بیشتر ، چون تاثیر و تاثر به قول آقایان " متضایفین " هستند ، نمیشود تاثیر وجود داشته باشد و تاثر وجود نداشته باشد . بله ، در این موارد تاثیر بالقوه هست نه تاثیر بالفعل .