فلسفه تاریخ 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٩
میگیرند . آسیاب یک وسیله تولید ثروت نیست ، وسیله آمادهکردن ثروت بهدستآمده است برای مصرف کردن ، چون اولا ابزارها همه ابزارهای اقتصادی نیست ، ثانیا همه ابزارهای اقتصادی هم ابزار تولید نیست . فرض کنید قلم و دوات در قدیم ، خودنویس و خودکار در جدید ، اینها جز ابزارهای زندگی هستند اما ابزار تولید نیستند ، مستقیما ثروت تولید نمیکنند . ابزار مصرفی هم همینطور است ، مستقیما ابزار تولید نیستند . اگر ما ابزار تولید را اینطور تعریف کنیم ، بگوییم وسائلی که به آن وسیله انسان ثروتی بر ثروتهای بشر میافزاید ، در این صورت اینها ابزار تولید نیستند . بله ، اگر ما ابزار تولید را به یک معنای عامی تعریف کنیم ، بگوییم مقصود از ابزار تولید ابزارهایی است که به وسیله آن ابزار بشر یک کار مفید ، یک کار لازم برای افراد دیگر ایجاد میکند ، به آن معنا آسیاب هم یک ابزار تولید است ، قلم خودنویس هم یک ابزار تولید است . به هر حال ما میخواهیم اینها را از همدیگر بشکافیم . وقتی مثلا میگویند تکامل ابزار تولید ، [ آیا ] این تکامل ابزار تولید را ما محدود کنیم به همان ابزار مولد ثروت مثل کارخانه نساجی یا تراکتور ، یا اینکه به معنی اعم بگیریم که شامل این جور چیزها هم بشود ؟ فرض کنید [ قاشق . ] . قاشق یک وسیله مصرف است ، ابزار مصرف است نه ابزار تولید . بعدها باید بیشتر روی اینها بحث کنیم که مقصود چیست .
. ٢ نیروی تولیدی
حال ابزار تولید تا این حدود مشخص است که به چه چیزهایی میگویند . نیروی تولیدی چطور ؟ آیا نیروی تولیدی که میگوییم مقصود همان ابزار تولید است ؟ بدون شک ابزار تولید نیروی تولید هم هست . یک کارخانه نیروی تولید است . ولی گاهی یک چیز نیروی تولید هست اما ابزار تولید نیست . خود انسان ، خود کارگر ، بازوی کارگر ، مغز کارگر یا مغز هر مفکری که اختراع میکند ، اینها همه نیروهای تولیدی هستند ولی ابزار تولید نیستند . هر چه که ما به قدیمتر برویم نیروی تولید از ابزار تولید جداست ، به این معنا که بشر ابزاری نداشته ، مستقیما کارها را انجام میداده است . هرچه که تمدن پیش آمده ، ابزار تولید زیادتر شده ولی در عین حال باز از نیروی انسان بینیازی پیدا نشده ، نیروی انسان خودش مولد است . این هم نیروی تولیدی .