فلسفه تاریخ 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٧
به وجود میآورد که پس من هم اگر بخواهم به هدفهای خودم برسم یگانه راه تضاد و مبارزه است ، پس باید مبارزه کرد . این است که اینها از این راه گفتند که این فلسفه فلسفه قدرت است . پس این هم یک راه دیگری است که قهرا تعدیل میکند ، چون تا حد زیادی به انسان اصالت میدهد ، یعنی حالت دست بستگی [ نیست که ] همانطور که جبر به اصطلاح الهی میگوید ما صبر کنیم ، در خانه بنشینیم ببینیم قضا و قدر الهی چه برایمان پیش میآورد ، او هم اینطور [ بگوید که ] مساله تابع تکامل ابزار تولید است . تکامل ابزار تولید اگر بشود همه حوادث پیش میآید ، نشود هیچ کاری فایده ندارد . تکامل ابزار تولید هم در اختیار من نیست ، جبری است ، خودبهخود است ، باید صورت بگیرد . بدیهی است که این شخص ، دیگر کاری نمیکند . ولی انسان وقتی فهمید که نه ، خود مبارزه هم نقشی دارد ، قهرا [ فعال ] میشود . اما همانطور که گفتیم ، این راه هم به آن راه منتهی میشود . باید قبلا این فکر برای انسان پیدا شده باشد که ابزار تولید که زیربناست و انسان و فکر انسان که روبناست ، روبنا میتواند اثری روی زیربنا بگذارد ، یعنی من چون یک موجود بااراده با فکر هستم میتوانم بروم همان تکامل تاریخ را تسریع کنم یا بروم خود ابزار تولید را تقویت کنم ، مثل اینکه بروم گاز موتور را بیشتر کنم ، یا بگوید چون تا ابزار تولید تکامل پیدا نکرده سوسیالیزم اساسا تخیل محض است پس از این راه وارد میشوم . پس این انسان است که روی آن اثر میگذارد . یا نه ، ابزار تولید در حد خودش تکامل پیدا کرده(آن که از هگل در یک جا نقل کردیم) ، میان طبقات هم تضاد پیدا شده ، ولی این تضاد تمایز ندارد . یعنی چه تمایز ندارد ؟ یعنی مبان و روشن نیست ، در افکار مشخص نشده ، یعنی الان جامعه تقسیم شده به طبقه برخوردار و طبقه محروم ، به طبقه استثمارگر و طبقه استثمارشده ، ولی استثمارشده در حالی که استثمار شده است خودش توجه ندارد که استثمار شده است ، یعنی به قول اینها خیال میکند اگر در این کارخانه کار میکند و روزی مثلا به پول ایران به او سیتومان میدهند این حداکثر ارزش کار اوست ، نیروی کار او بیشتر از این ارزش ندارد و اگر این کارخانه میلیونها تومان درآمد دارد این به اصطلاح سود اضافی همه مال کارخانه است ، مال سرمایه است ، به او مربوط نیست . ولی وقتی که ما به او فهماندیم که نه ، اتفاقا سرمایه نمیتواند تولید سود کند و هر چه سود هست مال کار است( همین تزی