فلسفه تاریخ 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٤
تناقض میان این ماتریالیسم تاریخی و منطق دیالکتیک به وجود نیامده ؟ مارکس نتوانسته است این مشکل را آنچنان که باید حل کند ، چرا ؟ اصول دیالکتیک همان اصل تاثیر متقابل را اقتضا میکند . در واقع آن [ اصل ] همان بیان دیالکتیکی اصل علیت است . اصل تاثیر متقابل بیان دیالکتیکی اصل علیت است ، یعنی تا حالا خیال میکردند علت علت است و معلول معلول ، این اصل میگوید به همان نسبت که علت برای معلول خودش علت است ، معلول هم برای علت خودش علت است . پس تاثیر متقابل یعنی علیت متقابل . این منطق به ما اجازه نمیدهد که در میان مجموعه عوامل یکی را اصل بدانیم و دیگری را فرع ، یعنی این ماتریالیسم تاریخیای که آقای مارکس گفته است ، با اینکه در آخر حرف خودش را ، هم از نظر شکل تعدیل کرده به قول [ خودش ] هم از نظر محتوا(اینها هم تحت عنوان " تعدیلات " یک مقدار بحث میکنند)ولی از اصل حرفش دست برنداشته که اقتصاد زیربناست و در نهایت آنچه تعیینکننده است اقتصاد است . پس شما برای اقتصاد نقش بیشتری قائل هستید . بالاخره علت اصلی را اقتصاد میدانید و آنها را فرعی ، این را زیربنا میگویید آن را روبنا ، یعنی روبنا اگر متزلزل باشد بر زیربنا اثری نمیگذارد . شما اگر آن طبقه بالا را خراب کنید خراب کردهاید ولی اگر طبقه پایین تکان بخورد جبرا طبقه بالا تکان میخورد . اگر این پایههایی که در زیرزمین هست تکان بخورند نمیشود که دیوار شکاف برندارد . این قهرا روی آن اثر میگذارد . اگر شما قائل به تاثیر متقابل هستید پس کلمه " زیربنا " را بردارید . پس چرا در عین حال میگویید این زیربناست و آن روبنا ولی روبنا هم روی زیربنا اثر میگذارد ؟ اگر تاثیر متقابل است چرا این زیربنا باشد آن روبنا ؟ هیچکدام زیربنا نیستند هیچکدام هم روبنا نیستند . هر کدام زیربنای دیگری و روبنای دیگری است . این مطلب با توجه به همه حرفهایی که در اینجا گفتهاند توجیه صحیحی نیافته است . توجه داشته باشیم که این ، ایرادی نیست که بعد از مارکس به او گرفته باشند ، ایرادی بوده است که خود مارکس و انگلس به گفتههای خودشان گرفتهاند . حتی تعبیر کردند که ما به نحو افراط راجع به زیربنا بودن اقتصاد بحث کردیم . در آن جریان معروف که مارکس با عدهای از مارکسیستها طرف شده بود و داشت از نظر خودش عدول میکرد ، درباره همین مساله یعنی تاثیر روبناها بر زیربنا بحث میکرد . آنها از او قبول نمیکردند ، بعد او گفت که من به اندازه شما مارکسیست نیستم ، یا