فلسفه تاریخ 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٤
و باید به آن توجه کرد این است : گفتیم که هگل خودش یک آدم ماتریالیست نبوده و بلکه او الهی بوده ولی مکتب الهی او یک نوع مکتب الهی خاص است که بعضی او را آنطور که خودش خودش را الهی میداند الهی میدانند و بعضی او را الهی نمیدانند ، ولی در مجموع الهی است . یک نکته خیلی اساسی در فلسفه هگل که اصلا مبنا و ریشه فلسفه هگل است این است . ( این نکته در کتاب فلسفه هگل توضیح داده شده ، خوب هم توضیح داده شده است . )هگل فلسفه خودش را از یک نقطه شروع کرد و آن نقطه این است : میگوید که فلاسفه همیشه به دنبال علت رفتهاند و خدا را هم وقتی خواستهاند اثبات کنند به عنوان " علالعلل " و " علت نخستین " خواستهاند اثبات کنند . بعد هم ایراد میگیرد که نه ، ما اگر بخواهیم خدا را به [ عنوان ] علت نخستین و علالعلل اثبات کنیم دچار اشکال میشویم ، چون سوال در خود علت نخستین میآید که چرا علت نخستین علت نخستین شده ، که این را ما در علل گرایش به مادیگری طرح کردهایم . میگوید - که این هم باز یک ریشهای در افکار فلاسفه قبلی دارد - اصل علیت اصلی است که تقریبا محسوس است ، یعنی انسان همینقدر میداند اصل علیت وجود دارد اما نمیتواند منطقا آن را ثابت کند که چرا وجود دارد . مثلا ما میگوییم آب در صد درجه حرارت تبدیل به بخار میشود و در صفر درجه حرارت تبدیل به یخ میشود ، یعنی صد درجه حرارت را علت بخار شدن ، و صفر درجه حرارت را علت یخ بستن آب میدانیم . میگوید اگر از ما بپرسند چرا اینچنین است که آب در صد درجه باید تبدیل به بخار بشود و در صفر درجه تبدیل به یخ ، میگوییم این را دیگر ما نمیتوانیم برایش دلیل بیاوریم چون ما میبینیم اینطور هست . اگر اتفاقا عکس این میبود یعنی همیشه آب در صد درجه حرارت تبدیل به یخ میشد و در صفر درجه تبدیل به بخار میشد ، باز همینطور بود که هست ، یعنی عقل ما نمیگوید منطقا باید اینچنین باشد . اینچنین هست اما عقل نمیتواند بفهمد که منطقا هم باید اینچنین باشد یعنی خلافش محال است . ولی یک باب دیگر ما داریم و آن باب دلیل است نه باب علت ، یعنی یک چیز دلیل برای چیز دیگر است نه علت برای چیز دیگر . آنجاست که استنتاج میشود ، یعنی آنجا که ذهن چیزی را از چیز دیگر نتیجهگیری میکند . مثل این که شما میگویید که زاویه الف مساوی است با زاویه ب ، زاویه ب مساوی است با زاویهج ، پس زاویه الف مساوی است با زاویهج . این " پس . . . " یک استنتاج منطقی و قطعی است ، یعنی ذهن میفهمد