فلسفه تاریخ 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٣
شکل مسالمتآمیز دارد یعنی این تحولات تاریخی همیشه آرام آرام ، نرم نرم ، با مسالمت پیش آمده ، مثل یک زایمان بدون درد ، یا نه ، شکل مبارزاتی دارد ، شکل ستیزهجویی دارد و همیشه با ستیزهجویی پیش رفته است . البته از نظر مارکسیسم شکل ، شکل ستیزهجویی است . این است که سراسر تاریخ مبارزه است و مبارزه طبقاتی است ، چون ماهیت اقتصادی دارد . از یک طرف به حکم ماتریالیسم تاریخی ، به حکم اینکه تاریخ ماهیت اقتصادی دارد طرفین مبارزه هم ماهیت اقتصادی دارند ، یعنی " طبقه " خودش ماهیت اقتصادی دارد . طبقه استثمارگر اصلا ماهیتش استثمارگری است ، چون وقتی ما میگوییم روح جامعه روح اقتصادی است ، بعد جامعه از نظر اقتصادی تقسیم میشود به دو طبقه : طبقه استثمارگر و طبقه استثمارشده . استثمارگری واقعیت اقتصادی است و استثمارشدگی هم واقعیت اقتصادی است . بنابراین خود طبقه استثمارگر ماهیتش ماهیت استثمارگری است و استثمارشده ماهیتش ماهیت استثمارشدگی است . از نظر مارکسیسم اصلا جز این تعبیر غلط است ، یعنی اگر شما میگویید من انسانی هستم که استثمار هم میکنم یا استثمار هم شدهام ، بعد میگویید ولی من من غیر از جنبه استثمار کردن من است ، یعنی استثمار کردن را یک امر عارضی برای خودتان میدانید ، برای خودتان شخصیتی قائل هستید غیر از استثمار که من چنین شخصیتی هستم استثمار هم میکنم ، میگوید نه ، اگر تو استثمار میکنی اصلا واقعیتت همان است . اگر هم استثمار میشوی واقعیتت همان است . امکان ندارد انسان استثمارگر و انسان استثمار شده یک ماهیت داشته باشند ، قهرا دو ماهیت دارند و قهرا در دو صف هستند و قهرا با یکدیگر مبارزه میکنند . حال ، اینکه این با واقعیت تاریخی جور در نمیآید مطلب دیگری است . اینها با واقعیت تاریخی اصلا جور در نمیآید ولی از نظر مارکسیسم چارهای نیست الا اینکه ما باید اینطور تصور کنیم . تاریخ کاملا ضد این مطلب را میگوید . بنابراین تاریخ در همان حال شکل مبارزاتی دارد چون وقتی که خود جامعه ماهیت اقتصادی دارد ، به حکم اصول خود منطق دیالکتیک - که قبلا گفتیم - جامعه هم باید ضد خودش را پرورش بدهد ، یعنی از درون هر طبقهای باید ضد آن طبقه بهوجود بیاید و چون ماهیت جامعه ماهیت اقتصادی است پس طبقه ضد ماهیت اقتصادی دارد و تز ، خودش ماهیت اقتصادی دارد ، آنتی تز هم ماهیت اقتصادی