فلسفه تاریخ 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٦
صعودی طی میکند ، این از این طرف قوس صعودی طی میکند . ولی این نمیتواند تا بینهایت پیش برود . به یک مرحله که میرسد ، میشود مرحله انفجار . مرحله انفجار مرحله انقلاب است . میرسد به آنجا که اولاخود سرمایهداری از نظر اقتصادی دیگر قابل توجیه و قابل بقا نیست یعنی نمیتواند باقی بماند ، یعنی خودش برای خودش صرف نمیکند . به یک حدی میرسد که خودش ایجاد بحران میکند ، سرمایهداری در درون خودش دچار بحرانها میشود . مثال به بعضی از بحرانهای تاریخی میزند . بعضی بحرانها را هم پیشبینی میکند ، که آنها واقع نشده . از طرف کارگر هم منجر به انقلاب میشود . مثل آبی که یکمرتبه تبدیل به بخار میشود ، از یک طرف نظام سرمایهداری دچار بحران میشود و از طرف دیگر کارگر هم انقلاب میکند ، دگرگون میشود . یک وقت میبینید سرمایهداری تغییر ماهیت داد ، نظام اقتصادی جدیدی میآید که نظام سوسیالیستی است .
. ٣ دموکراسی
لنین مثال دیگری در دموکراسی پیدا کرده ، گفته است که نظام اقتصادی بورژوازی به دنبال خودش دموکراسی میآورد . این دموکراسی روز به روز میخواهد دموکراسی بیشتر بشود ، پیدرپی میخواهند زیادتر بشود ، میگویند این بر خلاف اصول آزادی است ، آن بر خلاف اصول آزادی است ، . . . ولی [ (الشی اذا تجاوز حده انقلب الی ضده " (البته دیگران به این صورت میگویند)وقتی که آزادی هم خیلی زیاد شد منجر به هرج و مرج میشود . وقتی منجر به هرج و مرج شد یک دیکتاتوری پشت سرش میآید . او این حرف را نمیزند که دیکتاتوری پشت سرش میآید ، میگوید حکومت پرولترها میآید . البته میگوید " دیکتاتوری پرولتاریا " که دیکتاتوری هست ولی [ این دیکتاتوری عین آزادی است . ] در عین حال قبول دارند که دیکتاتوری هست . وقتی که آزادی زیاد شد و زیاد شد ، مثل آزادیهایی که در فرانسه و امریکا هست که بچه را آزاد بگذار ، زن را آزاد بگذار ، بچه باید سرکلاس آزاد باشد ، پایش را هم اگر میخواهد دراز کند بگذار دراز کند ، اگر میخواهد بخوابد درس را گوش کند بگذار بخوابد ، اگر پسر و دختر میخواهند دستهایشان را به گردن هم بیندازند در همان حال درس را گوش کنند ، اصل آزادی است ، اصل اول آزادی است . پشت سر هم آزادی و آزادی . این آزادیها نمیتواند تا بینهایت ادامه