فلسفه تاریخ 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٠
خودش ؟ تولد یک فرزند از پدر را که شما نمیتوانید بگویید که لازمه ذاتی است ، مثل زوج بودن اربعه و مثل ١٨٠ درجه بودن مجموع زوایای مثلث ، چون اینها مفاهیم انتزاعی است ، یعنی ما یک مثلث نداریم که یک ١٨٠ درجه از آن متولد شده باشد ، آن وجودی جدا از این داشته باشد . برای همین ، ذهن ١٨٠ درجه را انتزاع میکند . در امور ذهنی این حرفها میآید ولی در امور عینی که نمیآید ! ما در امور عینی که نمیتوانیم بگوییم یک بچهای از یک مادری متولد شد ولی بیجهت ، بدون علت متولد شد . بدون علت [ که نمیشود ، ] چون اینجا اصل علیت [ در کار ] است . باید شما قائل به علیت بشوید . ممکن است شما بگویید خود همان مادر علت است برای این فرزند . خوب ، این همان بحث علیت است که آیا آن مادهای که از ماده دیگر متولد میشود ، مادهای که از آن متولد شده برای تولد این کافی است ، یا آن فقط علت مادی و علت قابلی است ، علت فاعلی و علت ماورائی میخواهد ؟ پس ما برگشتیم به همان حرفهای اول . این راجع به این دو اصل . اینها اصل سومی دارند . اصل سوم اصل تکامل است . از تضاد ، حرکت ناشی میشود ولی نه حرکت یکنواخت ، یک حرکت متکامل و متصاعد . هگل نیز تا حدی به اصل تکامل توجه کرده است چون او هم مدعی است که مقولات که هر کدام از دیگری استنتاج میشود ، به سوی [ مقوله ] پیچیدهتر و کاملتر میرود ، یعنی از بسیط به سوی مرکب و از ناقص به سوی کامل میرود ، چون به صورت تز و آنتیتز و سنتز که میآید ، از ترکیب تز و آنتیتز ، سنتز به وجود میآید که قهرا کاملتر است . خود آن سنتز به نوبه خودش باز تز میشود و آنتیتزی دارد و سنتزی که در مرحله عالیتر است . او هم به تکامل قائل است .
راههای گریز از پوچیگرایی و یاس فلسفی
یک مساله بسیار مهم که در گذشته هم اشارهای به آن داشتیم و حالا باز به شکل دیگری آن را تکرار میکنیم این است : اینجا یک کلمهای دارد که ببینیم اینها چگونه با این اصل ، با این مادیت جدلی ، مساله صعود تکاملی را توجیه میکنند و خوشبینی را از کجا کسب میکنند ؟ یک چنین کلمهای دارد : " خوشبینی " . یکی از آن نقاط ضعفی که همیشه به ماتریالیسم گرفته شده ، این است که ماتریالیسم در نهایت امر به بیهودهگرایی و پوچیگرایی منتهی میشود ، نیهیلیسم ، یعنی یک امتیاز که برای