فلسفه تاریخ 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٩
این ، نکتهای است که خیلی باید به آن توجه کرد و ما باز هم درباره این نکته توضیح میدهیم . مکرر درباره این نکته توضیح میدهیم ، چون نکتهای است که حتی مارکسیستها خودشان هم متوجه نیستند یعنی نمیدانند که اساسا این سیر فکری مارکسیسم از کجا آمد که به اینجا رسید ؟ چرا به اینجا رسید ؟ یکمرتبه میگوید اگر دیالکتیک هست پس این دیگر نیاز به توجیه ماورائی ندارد . چرا ؟ اینها در چرایش درماندهاند . این که در چرایش در ماندهاند علتش این است : این [ مطلب ] از هگل گرفته شده . هگل که این حرف را زده ، گو این که مبنایش غلط بوده ، ولی بر اساس مبنایش این حرف ، حرف منطقی بوده . اما شما که آن مبنا را بهم ریخته و نفی کردهاید ، دیگر نمیتوانید بنا را قبول کنید . این " بنا " روی آن " مبنا) ] درست است ولی با خراب شدن آن مبنا این بنا دیگر به هیچ شکل نمیتواند درست باشد . بعد درباره این هم باز ما توضیح میدهیم . این ، یک مطلب بود راجع به این دو اصل ابتدایی که خیلی به اختصار گذراندیم ، اصل حرکت و اصل تضاد ، که میگویند ماده در حرکت است و این حرکت لازمه تضاد درونی ماده است . بسیار خوب ، لازمه تضاد درونی ماده است ، پس حرکت ناشی از تضاد است . تضاد هم شما میگویید به این شکل است که هر ضدی از ضد دیگر نتیجه میشود و بیرون میآید . هگل میگفت " نتیجه میشود " مثل یک امر ذهنی که نتیجه میشود ، ولی شما میگویید در " عین " بدون این که باب آن باب باشد ، در عالم اعیان ضدی از ضدی متولد میشود . گیرم ما بگوییم حرکت ناشی از تضاد است یعنی از تولد ضدی از ضد دیگر . خوب ، اول بحث است . تولد ضدی از ضد دیگر . اولا که این با علم هم جور در نمیآید . در علم اینچنین نیست که تمام جریانها با این وسیله قابل توجیه باشد که همیشه از شی ضدش بیرون میآید . امروزه طبیعیدانها این [ نظر ] را رد کردهاند و حرف دیگری مطرح است . به فرض هم که ما این اصل را قبول کنیم ، آقای هگل یک حرف میزند ، [ شما حرف دیگر . ] آقای هگل میگوید حرکت ناشی از تضاد است و هر ضدی از ضد قبلی خودش نتیجه میشود ، انتزاع میشود ، مثل این که زوجیت از اربعه انتزاع میشود . در امور ذهنی از این حرفها خیلی میشود گفت . ولی شما میگویید نه ، مساله انتزاع در کار نیست ، میخواهید بگویید ضدی از ضد دیگر بیرون میآید . پس نبوده و بیرون آمده ، یعنی یک حادثی از حادثهاست ، یک حرکتی است که نیاز به محرک دارد ، یک حادثی است که نیاز به محدث دارد . چرا این دستگاه بینیاز است از ماورا