فلسفه تاریخ 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣١
اجزائی که پیدا شده اگر قابل تجزیه باشند آنها را هم باز تجزیه کنیم ، در نهایت امر برسیم به اجزا غیر قابل تجزیه ، در باب تعاریف نیز اگر ما بخواهیم به کنه یک تصور برسیم جز اینکه آن را در ظرف ذهن تحلیل کنیم به اجزائش و اجزائش را به اجزا اجزائش تا برسیم به اجزا اولیه ، راه دیگری وجود ندارد . اما [ اینکه ] این لابراتوار ذهن بشر قدرت چنین تجربهای را دارد یا ندارد یک مطلب است ، راه این است مطلب دیگری است . راجع به اینکه بشر چنین قدرتی دارد یا ندارد ، بحثی است که حتی از زمان فارابی شروع شده که گاهی گفتهاند کار بسیار مشکلی است ، گاهی گفتهاند کار نشدنی است ، یعنی مساله تعریف کردن اشیا به اجزا اولیه " حد تام " به اصطلاح منطقیین ) ، به دست آوردن حد تام یعنی تجزیه کردن نهایی عناصر فکری ، یک عمل غیرممکن است ، به تعبیر دیگر اجناس و فصول اشیا را دقیقا به دست آوردن گفتهاند یا متعسر است و یا متعذر . امروز هم راه بهتری برایش پیدا نکردهاند . با عمل ، تعریف یک شی را نمیشود به دست آورد . امروز و دیروز آخرش رسیدهاند به اینکه در مقام تعریف اشیا ، اشیا را به خواص و آثارشان باید تعریف کرد نه به ماهیتشان . این در باب تصورات . در باب تصدیقات هم آنها مبادی تصدیقات را متعدد میدانستند . این دیگر در ابتدائیترین منطقها هست . میگفتند مبادی برهان شش چیز است : بدیهیات اولیه ( که نه منتهی به حس باطنی میشود و نه حس ظاهری ) ، محسوسات ، وجدانیات ، تجربیات ، فطریات و متواترات . در میان اینها لااقل دوتایشان که محسوسات و تجربیات باشد یعنی عمل ، یعنی تصدیقی که از مشاهده گرفتهایم ، تصدیقی که از مبدا تجربی گرفتهایم . پس این یک تهمت است که بگوییم به طور کلی علم قدیم اندیشه را فقط از اندیشه میخواهد و به غیر اندیشه اساسا تکیه ندارد . ثانیا این نظریه که در همه جا اندیشه را با عمل باید ثابت کرد و اندیشه را با اندیشه نمیشود ثابت کرد ، یعنی بیارزشی قیاس منطقی ، مطلبی است که ما در اصول فلسفه و جاهای دیگر بحث کردهایم و این مطلب صددرصد غلط است . یکی از مبادی استدلال انسان بدیهیات اولیه است و بدیهیات اولیه به هیچ وجه استناد به حواس ندارد و نمیتواند داشته باشد از باب اینکه بدیهیات اولیه از عناصری تشکیل میشود که آن عناصر نمیتواند محسوس باشد ، بلکه مبادی اولیه فکر بشر مبادیی است که از عناصری تشکیل شده که مبدا حسی ندارند ، برای اینکه در آن مبادی اولیه مفهوم