فلسفه تاریخ 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٦
عمل معیار حقیقت شد به یک معنا ، [ و ] به یک معنا از وقتی که تجربه به میان آمد و قیاس طرد شد ، عمل معیار اندیشه واقع شد نه اندیشه معیار عمل ، عمل تقدم بر اندیشه پیدا کرد نه اندیشه بر عمل ، و حتی تا حدود دوره دکارت و بیکن ما فقط به همین حد رسیدهایم که منشا علم عمل است ، یعنی آنجا این بحث مطرح بود که آیا منشا علم عقل است(که عقل یک امری است درونی) ، نیروی عاقله است ، یا منشا علم عمل و تجربه است ؟ گفتند منشا پیدایش علوم عمل و احساس و تجربه و استقرا است . بعد از آن مساله دیگری مطرح شد که در دورههای بعد از دوره دکارت و بیکن این قضیه مطرح شد راجع به مساله معیار حقیقت ، که معیار حقیقت چیست ؟ یعنی از کجا بفهمیم که یک علم مطابق با حقیقت است یعنی واقعا حقیقت است یا یک خیال باطل است ، حقیقت است یا خطا ، صحیح است یا غلط ، معیار چیست ؟ باز آمدند گفتند که معیار خود عمل است . علم امروز تقریبا بر همین اساس است . در قدیم قضایا را به شکل خاصی تقسیمبندی میکردند ، میگفتند علم بر دو قسم است ، یا تصور است یا تصدیق ، تصور هم یا بدیهی است یا نظری ، تصدیق هم یا بدیهی است یا نظری . بعد میگفتند همه تصورات نمیتواند بدیهی باشد و الا مجهول برای انسان وجود نداشت ، همه هم نمیتواند نظری باشد و الا هیچ معلومی برای انسان وجود نمیداشت چون هر نظری را جز از طریق تحلیل کردن به بدیهی نمیشود به دست آورد . در تصدیقات هم عینا همین طور . پس قهرا بعضی از تصورات بدیهی است بعضی نظری ، و بعضی از تصدیقات هم بدیهی است و بعضی نظری . میگفتند ما نظریات را بر پایه بدیهیات ، با تحلیل کردن به بدیهیات اکتساب میکنیم . به بدیهیات که میرسید ، دیگر آنها اصولی بود که به هر حال قطعی و غیر قابل تردید بود . در دوره جدید قضایا اصلا به این شکل طرح نمیشود که یا بدیهی است یا نظری ، نظری را از راه بدیهیات باید به دست آورد و بدیهیات معیار برای نظریات هستند ، یعنی علم مقیاس علم است ، چون بدیهی مقیاس نظری است . علم جدید اساسا این بحث بدیهی و نظری را کنار گذاشت ، آمد به شکل دیگری قضایا را طرح کرد ، یعنی منطق شکل دیگری گرفت و آن شکل این است ، گفت که هر امر مجهولی - به قول شما نظری - ابتدائا دانشمند برای آن یک فرضیه میسازد ، فرض میکند که حقیقت این باشد ، ولی نمیداند این هست یا نیست . بعد این را در مقام عمل تجربه و آزمایش میکند ، یا در آزمایش جواب مطابق درمیآید یا مخالف . اگر آزمایشهایی که روی