فلسفه تاریخ 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٢
فلسفی و جهانی(اصالت ماده)و چه از نظر ماتریالیسم تاریخی ، یعنی اینکه تاریخ هویت و ماهیت اقتصادی دارد و به عبارت دیگر هویت و واقعیت مادی دارد . فصل سوم تحت عنوان " فلسفه پرکسیس " آمده است . باید ریشه کلمه " پرکسیس " را به دست بیاوریم . این فلسفه را در واقع میشود گفت [ (فلسفه کار " یا به قول اینها " فلسفه عمل " یا بگویید " فلسفه اصالت کار " . این فلسفه از این نظر یعنی از جنبه بخش پرکسیس ، فلسفه اصالت کار و فلسفه اصالت عمل است در مقابل اصالت اندیشه . بنابراین ، این فلسفه یک فلسفه انسانی یعنی مربوط به انسان خواهد بود . ماتریالیسم یک نظریه بود راجع به جهان ، واقعیت جهان ، که در آنجا قائل به تقدم ماده شدند بر روح(روح به معنای اعم که اینها میگویند ، اینها خدا را میگویند روح) ، به معنی تقدم ماده بر روح و بر اندیشه و بر ایده مطلقا ، و به معنای اصالت ماده و تابعیت ایده و اندیشه . ماتریالیسم تاریخی مربوط به کل جهان نبود ، مربوط به واقعیت تاریخ بود و درواقع مربوط به واقعیت جریان اجتماع بشری ، یعنی جامعه بشر به عنوان یک کل ، هویتش چیست ، واقعیتش چیست ، جوهر ذاتش چیست که باقی دیگر همه - اگر به تعبیرهای خودمان بخواهیم ذکر کنیم - به منزله اعراض و توابعاند نه به منزله هویت و ماهیت . آنجا بود که رسیدیم به این مساله که ماهیت و هویت واقعی تاریخ ، اقتصادی است و به تعبیر دیگر مادی است ، " ماهو " ی تاریخ مادی است و بنابراین هر چه غیر مادی است ، به هویت و واقعیت و جوهر تاریخ بستگی ندارد ، به تعبیر خود اینها " روبنا " است . به تعبیر فلسفههای ما اینها عرض و ظواهر است ، مثل آنچه که در عالم ماده میگویند که یک سلسله عوارض و ظواهر و فنومنها و پدیدهها میبینیم ، آن وقت " نومن " ها و ذاتها و واقعیتها چیست ؟ بحث روی آن میکنند . اینجا درباره تاریخ ، آن واقعیت اصیل تاریخ را مادی دانستند و غیر آن را ، هر چه که معنویت است در هر شکلی ، چه فرهنگ ، چه دین و مذهب ، اخلاق ، هنر ، همه اینها را به منزله یک تابع دانستند ، که گفتیم این در واقع باز برمیگردد بیشتر به جنبه گرایشهای انسانی ، گرایشهای جامعه نه گرایشهای فرد ، برمیگردد به گرایشهای جامعه ، آن گرایشهای اصیل جامعه که سایر گرایشها تابع اوست ، یا به تعبیر دیگر نیروی اصیل محرک جامعه که سایر حرکتها تابع آن حرکت اولی و نیروی اولی است . اما در پرکسیس مساله انسان مطرح است . شاید بشود گفت که بیشتر جنبه فردی