فلسفه تاریخ 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٤
دارد ، و این دو ضد که در مقابل یکدیگر هستند دو قدرت اقتصادی است که دارند با یکدیگر میجنگند ، همه چیز دیگر برای او عرضی و تابع و طفیلی است . این هم یک نظریه دیگر که باید دقیقا و عمیقا اینها را توجه کرد و فهمید . اغلب ، این مفاهیم مارکسیستی را که به کار میبرند درست به عمق این مفاهیم توجه ندارند که از نظر مارکسیسم چیست ، بعد میگویند طبقات . راست است ولی طبقات به مفهومی که مارکسیستها میگویند غیر از طبقات به نحوی است که ما میگوییم . ما اگر مثلا میگوییم طبقه فقیر و طبقه غنی ، نمیخواهیم بگوییم طبقه غنی طبقهای است که تمام شخصیتش در همان ثروت متمرکز شده ، او یعنی همان ثروتش ، طبقه فقیر یعنی طبقهای که تمام شخصیتش در همان فقدان ثروت خلاصه میشود . همانطور که ثروت نمیتواند با فقر یکی باشد و دو امر صددرصد متضاد هستند ، انسان فقیر هم محال است با انسان غنی یکی باشد ، یک ماهیت داشته باشند ، در یک صف قرار بگیرند . حرف اینها این است . حرف ما این است که نه ، اینطور نیست . این توهین به انسانیت است . انسانیت اصالتی بیش از این حرفها دارد . انسانیت و فطرت انسانی در انسان آنچنان نیست که صددرصد تابع وضع اقتصادی خودش باشد به طوری که اصلا ماهیتش را وضع اقتصادی تشکیل بدهد ، و حتی انسان قدرت دارد علیرغم وضع اقتصادی خودش عمل کند . مثلا غنی است و وضع اقتصادیاش ایجاب میکند که آن ثروت را برای خودش حفظ کند بلکه روز به روز هم خودش را ثروتمندتر کند و به دیگران هم ندهد ، ولی میتواند این ثروت را به دیگران ایثار و انفاق کند ، خودش را در سطح دیگران متساوی کند . فقیر میتواند علیرغم محرومیت خود به [ وسیله ] چیزی که ما اسمش را " عزت نفس " یا " قناعت " میگذاریم به کلی به ثروت و ثروتمند بیاعتنا باشد ، یعنی شخصیت خودش را برتر و بالاتر از آنها بداند . پس ما وقتی میگوییم طبقه غنی و طبقه فقیر ، تصور ما از غنی یعنی " انسانی " که غنا و ثروت هم دارد ولی خودش عین غنا و ثروتداشتن نیست . فقیر [ یعنی ] " انسانی " که ثروت ندارد ، یعنی ما میگوییم ممکن است انسان غرق در غنای خودش نباشد ، غرق در فقرش هم نباشد . البته ما منکر نیستیم که خیلی انسانها اینطور هستند . انسانی که ما میگوییم پولپرست ، یعنی تمام واقعیتش ثروتش شده است ، انسانهایی که ما میگوییم فقیرهای عقدهدار ، یعنی تمام ماهیتش همان فقرش شده است . ولی در بعضی انسانها چنین است ، انسان به طور کلی را ما نمیتوانیم