فلسفه تاریخ 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٤
بالاسر شماست . اگر شما از اینجا بروید بیرون در خیابان ، این اضافه دیگر تغییر میکند و سقف بالاسر شما نیست . اگر شما از این پلهها بروید پشت بام ، قضیه برعکس میشود ، شما بالای سقف هستید ، سقف دیگر بالای شما قرار ندارد . ولی این فوقیت اسمش تاثیر و تاثر نیست ، یعنی اگر اینجا ما میگوییم نسبتی بر قرار است ، این نسبت غیر از علیت است ، نه اینکه رابطهای به نام علیت و تاثیر اینجا در کار است . مارکس و دیگران که آمدند ، آن فلسفه ذهنی هگل را در عین اینکه قسمتهایی از آن را قبول کردند قسمتهایی از آن را عوض کردند ، آنچه که او به نام همبستگی اشیا و اضافات میان اشیا بیان میکرد اینها تحت عنوان [ (تاثیر " بیان کردند . تاثیر مساوی است با علیت . اگر ما بگوییم تاثیر متقابل یعنی علیت متقابل ، اما همانطور که عرض کردم صرف کلمه [ (علیت متقابل " نمیتواند برای ما دلیلی باشد که زیربنا و روبنا را حذف کنیم ، چرا ؟ برای اینکه علیت متقابل ممکن است به این معنا باشد که دو چیز یکی علت مقدم بر دیگری است و یکی معلول است ، یکی به وجودآورنده دیگری است و دیگری به وجود آورده شده از ناحیه اوست ، ولی همان که از ناحیه دیگری به وجود میآید روی خالق و آفریننده خودش اثر میگذارد . بنابراین به این شکل حرفشان قابل توجیه است اگرچه خودشان به این بیان مطلب را نگفتهاند . میگویند ما اگر گفتیم تاثیر متقابل ، مقصودمان علیت متقابل به معنای اینکه علیت این نسبت به آن و علیت آن نسبت به این به طور