فلسفه تاریخ 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٨
( مارکس ) ماتریالیسم را از فویرباخ الهام گرفت . خودش هم - آنطور که مینویسد - از همان دوران دانشجویی و در نوزدهسالگی که نامهای به پدرش نوشته ، تمایل به سوی مادیگری داشته است . ولی آن که فلسفه هگل را به این صورت برگردان کرد فویرباخ بود ، و کار دیگری که فویرباخ بالخصوص کرد - که این کار بیش از پیش برای مارکس و انگلس و امثال اینها جالب بود - این بود که از خداگرایی اعراض کرد به سوی ناخداگرایی ، که این همان جنبه ماتریالیسم بود ، و بالخصوص یک فلسفه بشرگرایی و یک اومانیزم به وجود آورد . این انسانگرایی و بشرگرایی چیزی بود که مارکس و انگلس در عمل چنین چیزی میخواستند ولی تئوریاش را نداشتند ، چون اینها به دنبال سوسیالیزم و کمونیزم جهانی بودند و در واقع میخواستند - به تعبیر نویسنده - اصالت انسان را پیاده کنند بدون آن که ابزار فلسفی آن را داشته باشند . حق دومی که فویرباخ به گردن اینها دارد آن جنبه بشرگرایی اوست که در آن بشرگرایی در واقع ماتریالیسم را یک قدم - به قول اینها - جلو برد . قبل از فویرباخ هم ماتریالیسم وجود داشته است . فویرباخ و دیگران همه در قرن نوزده بودند ، خود هگل هم در قرن نوزده بود و فلسفه مادی سابقه خیلی بیش از این دارد و مخصوصا قرن هجدهم دوره شکوفایی فلسفه مادی است . ولی فلسفههای مادی قبل از فویرباخ هیچ جنبه بشرگرایی نداشت بلکه بشر را به صورت یک بشر مادهگرا درمیآورد . اینجا یک توضیحی عرض کنم . ما دو ماتریالیسم داریم(و به قول اینها دو ایدهآلیسم هم داریم) : یک ماتریالیسم ، ماتریالیسم فلسفی است ، همین است که به معنی نفی خدا و انکار خداست . یک ماتریالیسم ، ماتریالیسم اخلاقی است ، یعنی مادهپرستی انسان ، این که انسان فقط خواهان مادیات باشد ، و به عبارت دیگر خودپرستی ، یعنی هیچ ایده اخلاقی نداشتن . ایدهآلیسم هم به تعبیر اینها دو ایدهآلیسم است . ایدهآلیسم فلسفی همان اصالت ذهن و اصالت روح است و به قول اینها نفی ماده واقعی ، و ایدهآلیسم اخلاقی عبارت از این است که انسان در زندگی دارای یک سلسله کمال مطلوبها و ایدهآلهای عالی انسانی باشد ، تنها یک موجود هواپرست خودخواه شهوتگرا نباشد . تا قبل از دوره فویرباخ ماتریالیسم اخلاقی ملازم بود با ماتریالیسم فلسفی ، و ایدهآلیسم اخلاقی تنها در زمینه ایدهآلیسم فلسفی قابل توجیه بود . کاری که فویرباخ کرد این بود که به قول اینها گریبان ماتریالیسم فلسفی را از چنگال ماتریالیسم اخلاقی