فلسفه تاریخ 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٠
امکانات را به وجود میآورد ، و لهذا ما در آن مقاله " قرآن و مسالهای
از حیات " [١]این بحث را که عدهای میگویند امکان ندارد که انسان
مصنوعی به وجود بیاید ، امکان ندارد که گیاه مصنوعی به وجود بیاید ، اگر
هم گیاه مصنوعی به وجود بیاید خصلتهای گیاه طبیعی را ندارد ، [ مطرح کرده
و پاسخ گفتهایم . ] ما مصنوعی و غیرمصنوعی نداریم ، یعنی هیچ فرقی میان
انسانی که در لوله ساخته شود با انسانی که در رحم ساخته شود از نظر
ارتباط و انتسابش با خدا نیست . اگر انسانی را در لوله بسازند معنایش
این است که همان شرایط و امکاناتی که در رحم هست عین آن شرایط و
امکانات را در اینجا به وجود میآورند . مگر حالا در رحم که شرایط و
امکانات را انسانها به وجود میآورند پس خدا خلق نکرده ؟ میگوید
« " افرایتم ما تمنون " »هیچ فرقی نمیکند. اگر بشر نتواند، نه به دلیل
این است که اگر بشر بتواند معنایش این است که خالق شده . بشر نمیتواند
خالق باشد . اگر نتواند ، شرایط و امکاناتش را کشف نکرده ، یا اگر کشف
کرده عملا نتوانسته درست مساوی با آن فراهم کند . اگر بشر بتواند همان
شرایط و امکانات را عینا مانند آن [ به وجودآورد خداوند آن انسان را خلق
میکند . ] ما اطلاعی از این علم و از واقعیت نداریم ، نمیدانیم آیا بشر
میتواند تمام شرایط و امکانات را فراهم کند یا نه . حتی ساختن پروتوپلاسم
که الان بحثش مطرح است ما نمیدانیم چقدر شرایط دارد و آیا علم بشر روزی
به همه آن شرایط وقوف پیدا خواهد کرد یا نه ؟ ولی این را میدانیم که اگر
بشر آن شرایط را بشناسد قطعا عملی است ، یعنی محال است که آن شرایط
فراهم بشود و خداوند خلق نکند ، چون خداوند خلاق است ، خلاق غیرمتناهی
است ، یعنی فیض و جود غیرمتناهی دارد . امکان ندارد در جایی امکان وجود
پیدا بشود و او خلق نکند . محال است شیئی امکان وجود پیدا کند و خدا خلق
نکند . هر چه خلق نشده امکان وجود نداشته است . پس اگر ما شرایط و
امکانات فراهم کردیم باید خلق بشود . پس اینها حرف مفت است که کلیسا
گفته است دخالت در کار خدا کردی . کلیسا نه خدا را شناخته و نه کار خدا
را که چنین حرفی زده است .
[١] رجوع شود به کتاب مقالات فلسفی(مجموعه آثار ١٣) ، اثر استاد شهید ، چاپ انتشارات صدرا .