فلسفه تاریخ 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٤
تفاوت : یک وقت هست که ما میگوییم به دلیل این که انسان باقی است پس اخلاق فلسفه پیدا میکند ، پس پوچیگرایی از بین میرود . یک وقت میگوییم نه ، علاوه بر این که باقی است رو به کمال است ، رو به صعود است ، قدم به قدم هر چه میرویم ، بالاتر میرویم ، یعنی هر قدمی که برمیداریم درجازدن نیست ، فقط برای حفظ وضع موجود نیست . نظام طبیعت و نظام ماده نظام تکاملی است ، یعنی هر مرحلهای را که پشت سر بگذاریم به یک مرحله بالاتر میرسیم . این است که تلاش ما یک تلاش خوشبینانه و یک تلاشی است مثل تلاش کسانی که از کوه بالا میروند که هرچه بالا میروند ، هر قدم که برمیدارند بر نشاطشان افزوده میشود . بنابراین به این تعبیر ، رونده فانی است ولی راه باقی است . پس باز هم پوچیگرایی [ نیست . ] حال شما میگویید " تکامل " چگونه پیدا میشود ؟ صرف حرکت که تکامل نیست . آیا اگر کسی از این سر اتاق برود به آن سر اتاق ، در جهتی تکامل پیدا کرده ؟ نه . پس این تکامل از کجا پیدا میشود ؟ اینجا آمدهاند این تکامل را ابتدا با فلسفه داروین ولی بیشتر با همان فلسفه خود هگل [ توجیه کردهاند ] و مخصوصا توجیهی در میان نئوداروینیستها برای تکامل پیدا شد . هگل خودش یک حرفی دارد و آن این است که طبیعت - یعنی جهان ، هستی ، حالا هر چه میخواهید اسمش را بگذارید - اینطور است که در سیر دیالکتیکی خود همیشه از کمیت به کیفیت گذر میکند ، یعنی این سیر دیالکتیکی ، این حرکت ناشی از تضاد همیشه یکنواخت نیست ، اول به صورت یکنواخت تدریجی بالا میرود ، بعد به یک مرحلهای که میرسد دیگر آن سیر تدریجی تبدیل میشود به یک تغییر دفعی که از آن چنین تعبیر میشود : " کمیت تبدیل به کیفیت شد " .
مثالهایی برای تبدیل کمیت به کیفیت :
. ١ تبدیل آب به بخار
همان مثال معروفی که انگلس و دیگران هم ذکر میکنند ، خود هگل ذکر کرده ، که اغلب همین مثال را ذکر میکنند . میگوید ما اگر آب را حرارت بدهیم ، ابتدا که حرارت میدهیم اندکی حرارت پیدا میکند که وقتی میزانالحراره بگذاریم مثلا میگوییم یک درجه حرارت ، نیم درجه حرارت ، یک دهم درجه حرارت ، ولی بیشتر حرارت میدهیم ، باز درجه حرارت بالا میرود ، ٢٠ درجه ، ٥٠ درجه ، ٩٠