فلسفه تاریخ 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣
امکان دارد که برای غیر من کار کنم و اصلا به من هیچ ارتباطی نداشته باشد ؟ ! میگویند نه ، او هم من توست ، به نوعی من توست . یک چنین چرندی . پس در عین حال اینجا اینها خواستهاند بگویند که در آن واحد در این فصل ، هم فلسفه تکامل توضیح داده شد [ و هم امید بخشی این فلسفه ، ] که اگر ما گفتیم هر چیزی بذر مرگ خودش را در بین دارد ، اشتباه نشود ، آن ضد ، آن که مرگ آن را دارد باز بذر هستی ثانویای را در سطح عالیتر دارد پس تکامل است ، و در همان حال خواستهاند با این بیان این فلسفه را یک فلسفه امیدآفرین و امیدوارکننده توجیه کرده باشند یعنی این فلسفه را به این صورت در آورده باشند و در واقع فلسفهای برای اخلاق انسانی ساخته باشند ، که اینجا خیلی به اختصار بیان شده است . یک جملهای هم از مائو نقل میکند . بعد میرسیم به بحث " جدل ، منطق نیروها " .