فلسفه تاریخ 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٩
بلکه عرفان دیگری ، یعنی حرفهایشان در این مساله پرکسیس این قدر جنبه خطابی به خود میگیرد که رنگ و بوی عرفان پیدا میکند ، عرفان است و مادی ، چگونه؟ ( البته مولف هم در آخر یک چیزی گفته که " حرفهای خیلی هیجان انگیز اما دراماتیک " میدانیم که تفاوت اساسی عرفان با فلسفه ، روش عارف با روش فیلسوف ، این است که فیلسوف فقط میخواهد دنیا را کشف کند ، هدفش کشف کردن است و راه کشف کردن هم تفکر است . هدف فقط کشف کردن است و راه کشف کردن هم تفکر و اندیشیدن است . فیلسوف الهی و عارف در اینکه توحید را کمال انسانیت میشمارند با همدیگر مشترکند با این تفاوت که برای فیلسوف خدا یک جز از اجزا عالم است ، منتها جز اساسی عالم ، چون مبدا عالم است . همه عالم را باید شناخت و در راس همه خدا . عارف در این جهت یک مقدار شریک است ولی برای او خدا به عنوان یک جز که در راس سایر اجزا قرار گرفته است نیست ، خدا همه چیز عالم است . اگر خدا را شناختی همه چیز را شناختهای ، اگر خدا را نشناختی هیچ چیز را نشناختهای ، چون همه چیز دیگر شوون او و اسما او و صفات او و تجلیات اوست ، شناخت همه چیز در شناخت او مندرج است ، اگر او را نشناسی هیچ چیز را نشناختهای ، اگر او را بشناسی همه چیز را شناختهای و درست شناختهای ( آن طور که آنها میگویند ) . در این جهت مشترکند ولی فیلسوف شناختن را مقصد نهایی میداند ، عارف رسیدن را ، یعنی او معتقد به نوعی رفتن است و میگوید شناختن جز با رفتن و عمل پیدا نمیشود . با دوزانو نشستن در خانه خود و روی کتاب افتادن و چشمها را بستن و فکر کردن ، شناختن پیدا نمیشود ، باید راه افتاد و رفت ، در جریان عمل است که شناسایی پیدا میشود . ( منتها عمل او که میگوید سیر و سلوک ، یک چیزهای دیگر است . ) آنگاه میگوید ما دیگر با شما حرفی نداریم . تو اگر میخواهی بفهمی حرف من درست است یا درست نیست باید با من بیایی تا ببینی درست است یا درست نیست . تو سر جایت نشستهای من جای دیگری رفتهام و هر قدمی که از آنجا بر میدارم چشمانداز جدیدی میبینم ، میخواهی با من بحث کنی که آیا آن چشمانداز من درست است یا درست نیست . باید آمد تا دید و تا شناخت . اینها هم یک چنین حرفی میزنند ، منتها عملی که عارف میگوید عبارت است از یک نوع تصفیه نفس ، جهاد با نفس ، حرکت کردن در اطوار نفس و در معنا و در باطن ، و عملی که اینها میگویند همان عمل عینی اجتماعی مادی بدنی است ، که