فلسفه تاریخ 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٧
اختراع میشود ، یک راهی به دست میآوریم که با کار کمتر و هزینه کمتر کالای مرغوبتر به وجود میآوریم و در نتیجه میتوانیم این کالای مرغوبتر را به قیمت ارزانتر به بازار ببریم ، آیا این منجر به شکست آن یکی میشود یا نمیشود ؟ قطعا منجر به شکست آن میشود . ولی آیا در اینجا یک جبری در کار است ؟ با اینکه قطعیت هست ولی آیا جبر در کار است ؟ یعنی انسانها نمیتوانند با این جریان مبارزه کنند ؟ یعنی اگر هم بخواهند جنس نامرغوبتر را به قیمت گرانتر بخرند و جنس مرغوب را به قیمت ارزانتر نخرند ، نمیتوانند ؟ نه ، با اینکه میتوانند ولی نمیکنند و لهذا اگر یک وقتی یک جریان فوقالعادهای پیش بیاید ، مثلا جنس مرغوب ارزان مال خارج باشد و جنس نامرغوب گران مال داخل باشد ، برای اینکه نفوذ خارجی را قطع کنند تصمیم میگیرند جنس نامرغوب گران خودشان را مصرف کنند . در یک چنین جریان فوقالعادهای انسانها این کار را میکنند ولی در غیر آن نمیکنند . اگر بگوییم چرا ، میگویند مگر دیوانهاند که بکنند ، نمیگویند اختیارش را ندارند . در اینجا اگر [ از او سوال کنیم ، ] تایید میکند ، میگوییم تو چرا جنس نامرغوبتر را به قیمت گرانتر نمیخری و جنس مرغوبتر را به قیمت ارزانتر [ میخری ] ؟ میگوید مگر دیوانهام ، [ نمیگوید ] اختیار ندارم ، یعنی عقلش حکم میکند که این کار را بکند . این قطعیت هم بر اساس اختیار است نه جبر . مساله جبر غیر از مساله اختیار [ و نخواستن ] است . انسانها به حکم اینکه عاقلند و به حکم اینکه با اراده هستند و به حکم اینکه عقل میگوید همیشه راه سهلتر و آسانتر و باصرفهتر را طی کن ، یعنی عقل همیشه میگوید اگر میخواهی به مقصدی بروی اقصر فواصل را طی کن نه اطول آن را ، به حکم عقل خودشان و به حکم اختیار خودشان اقصر فواصل را طی میکنند و میروند. وقتی ما میگوییم " جنس مرغوبتر و به قیمت ارزانتر " یعنی اختیار اقصر فواصل . همین را به صورت مثال در میآوریم : یک جادهای از اینجا کشیدهاند تا قم [ به طول ] ١٤٠ کیلومتر ، راهی پرپیچ و خم ، یک دفعه آمدند یک جاده مستقیم اتوبان کشیدند ، به جای ١٤٠ کیلومتر ١٢٠ کیلومتر ، بدیهی است که این راه آن راه را شکست میدهد . قطعی هم پیشبینی میشود که آن راه متروک خواهد شد ، ولی آیا این معنایش این است که جبر پیش آمده است ، دیگر انسانها مجبورند از این راه بروند ؟ نمیتوانند در مقابل این جریان مبارزه کنند ؟ نه ، میتوانند و نمیکنند . " میتوانند و نمیکنند " غیر از " نمیتوانند " است .