فلسفه تاریخ 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٠
صحیحی در این جور موارد نیست ، خیر ، " خذالغایات و خذ المبادی " به مقصودهای درست از راه درست برو . داستان آن مردی است که حضرت صادق علیهالسلام میشنیدند که خیلی مرد خوبی است ، خیلی مرد با تقوایی است ، مردم خیلی مریدش شدهاند و شهره شده است . روزی کمین کردند ببینند کارهای خوب او از چه قبیل است . دیدند از یک دکان نانوایی چند تا نان دزدید ، از جای دیگر چیز دیگری دزدید ، بعد رفت اینها را بین عده زیادی از فقرا تقسیم کرد . [ آن شخص میگوید ] من چون ناظر بودم رفتم گفتم این چه کاری بود تو کردی ؟ حساب کرد ، گفت درست است که من با این کار گناهی مرتکب شدم ولی در عوض چندین ثواب کردم و آن ثوابها بر اینها مضاعف است . این مسالهای است که در خیلی موارد قابل طرح است ، ولی به هر حال به معنی این نیست که هر چه ارزش عملی دارد باید ارزش نظری داشته باشد ولو به طور موقت . ممکن است یک امری ارزش عملی داشته باشد بدون اینکه ارزش نظری داشته باشد . اما همان طور که عرض کردم - باز تکیه میکنم - اگر میگویم [ ممکن است ارزش نظری داشته باشد ، ] موقت است و اینها عاقبتهای خیلی بدی دارد ، مثل افرادی که میآیند خواب یا حدیث جعل میکنند در جهت اصلاح مردم ، میگویند این خواب را ما میگوییم برای اینکه مردم را بیشتر [ به صلاح ] سوق بدهیم . مثلا یک آدم رباخوار میمیرد ، بعد شخصی با خود میگوید من اگر یک خوابی بیایم نقل کنم که او را در خواب دیدم ، چنین بود ، چنین گفت و چنین پیغام داد ، جلوی مردم را از رباخواری میگیرم . میآید این حرف را میزند . یا مثل آن مردی که آنهمه احادیث جعل کرد در ثواب سورههای قرآن که پیغمبر فرمود هر کس فلان سوره را بخواند چه میشود ، همه را هم از ابیبن کعب نقل کرد . بعد به او گفتند کی و کجا ابیبن کعب به تو گفت ، چرا به کس دیگر نگفت ؟ گفت حقیقتش این است که من مردم را دیدم که خیلی اشتغال پیدا کردهاند به شعر و . . . وقت خودشان را با این اباطیل میگذرانند . برای اینکه مردم را تشویق کرده باشم که به جای این اباطیل قرآن بخوانند اینها را گفتم . اینها کار صحیحی نیست ، یعنی اگر کسی خیال کند از این راههای غلط و خطا به یک مقصد عالی میرسد ، درست نیست . اگر گفتهاند " دروغ مصلحتآمیز " یعنی دروغی که جلوی یک مفسده را بگیرد ، یعنی دو مساله است : یک وقت کسی