فلسفه تاریخ 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٨
شود . این دو ارزش جدا از یکدیگر بود ، منتها در باب رابطه میان این دو
ارزش سخن بود که آیا هر چه ارزش نظری دارد ارزش عملی دارد ؟ یا نه ،
ممکن است بین ایندو عموم و خصوص من وجه یا مطلق باشد : هر چه ارزش
عملی دارد ارزش نظری دارد ولی نه این است که هر چه ارزش نظری دارد
ارزش عملی دارد ، ممکن است یک مسالهای ارزش نظری داشته باشد ، [ مثل
این که ] در دورترین کهکشانها چه خبر است ، ولی برای ما هیچ ارزش عملی
نداشته باشد . یا بین ایندو حتی عموم و خصوص من وجه است و بعضی امور ،
هم ارزش نظری دارد هم ارزش عملی ، بعضی امور ارزش نظری دارد ارزش
عملی ندارد ، مثل همین مثالی که گفتیم ، بعضی امور ارزش عملی دارد و
ارزش نظری ندارد ، یعنی انسان گاهی با یک حرف پوچ نتیجههای خوب و
مفید ممکن است بگیرد . این خودش یک مسالهای است که قابل بحث است که
آیا میشود از یک سخن پوچ نتیجههای مفید را احیانا گرفت یا نه ؟
نمیخواهم بگویم این حرف درست است ، ولی مسالهای است قابل طرح ، به
این زودیها هم نمیشود . . . [١]مساله دروغ مصلحتآمیز و راست فتنهانگیز
همین است . یک " راست " ارزش نظری دارد ولی از نظر عملی ارزش منفی
دارد ، و در یک جا دروغ هیچ ارزش نظری ندارد و ممکن است ارزش عملی
داشته باشد . البته به این سادگی نمیشود از این مساله گذشت . حالا طرح
کردیم ، نه اینکه خیال کنید ما این مطلب را تایید میکنیم که [ نسبت
میان ایندو ] حتما عموم و خصوص من وجه است و میشود برای این قضیه از
دروغ استفاده کرد ولو اینکه هدف صددرصد حقیقت باشد ، چون این بحث را
امروز به شکلهای مختلفی کردهاند . بعضی از مصریها این مطلب را طرح
کردهاند . البته به این بیانی که من میگویم نگفتهاند ، چیز دیگری گفتهاند
که من به این بیان میگویم :
یکی از آن مواردی که ارزش نظری ندارد و ارزش عملی دارد افسانههای
پندآموز است . کلیله و دمنه چه ارزش نظری دارد ؟ شیر به روباه چنین
گفت و بعد خرگوش به روباه چنین گفت ، بعد چنین و چنان کردند ، یک
داستانی که سراسرش پوچ و بیمعنی است ولی سراسرش هم پند و اندرز است .
اغلب داستانهایی که سعدی آورده ، حتی همانهایی که به نام انسانها گفته
است ، ارزش تاریخی که ندارد ، از نظر
[١] [ نوار چند ثانیهای افتادگی دارد . ]