فلسفه تاریخ 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٧
ولی در مورد علت واقعی نمیتواند وجود داشته باشد . علت واقعی که اصلا چنین چیزی در مورد آن محال است . ولی بحث اینها در علل ایجادی که ما میگوییم نیست ، همه در همین علل معده است . بحث اول که بحث علیت بود ، آن آخر بحث نفهمیدم چه نتیجهای گرفتیم . در واقع ما دو بحث کردیم یعنی همه یک بحث نبود . بحث اول راجع به این نظریه بود که اقتصاد زیربناست . اول به طور مطلق در کلمات مارکس و دیگران بیان شده ، ولی بعد در تعلیماتی که در آخر دادند ، هم خود مارکس هم انگلس تعدیلاتی در آن وارد آوردند و حتی مولف میگوید : " انگلس نیز در مکاتبات خود اعتراف کرد که بعضی از فرمولهای افراطی مارکس و خود او نتیجه بحثهای مشاجرهآمیز آنان بوده است . " تقریبا از اینکه اقتصاد علت مطلق باشد دست برداشتند به همین شکلی که حالا ما توجیه کردیم ، یعنی گفتند با اینکه علت است ولی علیت مطلق ندارد ، تحت تاثیر معلول خودش هم قرار میگیرد . این یک بحث بود . به هر حال ما به این شکل توجیه کردیم . خودشان به این شکل توجیه نکردند ، ما به این شکل توجیه کردیم . اگر بخواهند میتوانند اینطور توجیه کنند . میتوانند ، اگر توجیه کرده باشند . منظورم این است که ما نمیتوانیم در این زمینه به آنها ایرادی وارد کنیم . از این نظر نه ، مگر اینکه بعضی حرفهای دیگری گفته باشند که خود حرف آنها ضد حرف ما باشد ، چون وقتی کسی حرف کسی را توجیه میکند در حدی قابل