فلسفه تاریخ 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦١
که در وقت خرمنکوبی باید انجام میداد . پنج تای دیگر را میگفتند " سالار " که یک درجه بالاتر از دهقان بود . بچههای تازهوارد همان کارها را میکردند ، سالارها تخصص بیشتری در کارها داشتند و بیشتر کارهای تخصصی انجام میدادند ، مثلا زمین را آبیاری کردن که اصطلاحا میگفتند " گسارد) ] ، زمین را گسارد کردن ، آبیاری کردن ، چون آب را باید طوری روی زمین پهن کنند که همه زمین را بگیرد . یک مهارت بیشتری میخواهد . این جور کارها را آن سالارها میکردند ، و یک نفر هم در راس قرار داشت که به او میگفتند " سرسالار " . او در واقع مدیر این گروه بود . در کارهای دیگر شرکت میکرد ولی بیشتر کارهایش کارهای فکری و مدیریت بود . این خودش یک عمل کشاورزی دستهجمعی بود . این ، شیوه تولید در آنجا بود . به طور مشترک این کار را انجام میدادند . آن وقت حساب داشت . حساب به نظرم اینطور بود که هریک گاو مساوی نیم دهقان میبرد . هر دهقان ، آن که در آخر سال سهم میبرد ، با دو گاو برابر بود . (اغلب صاحب گاو خود دهقان بود . )مثلا اگر کسی یک جفت گاو داشت آخر سال سهم یک جفت گاو او برابر سهم یک دهقان بود که میبرد . سرسالار یک مزایای دیگری داشت که میبرد ، یا سالار یک مزایای دیگر . غرضم این است : کار را به طور دستهجمعی انجام میدادند . به طور دستهجمعی تولید میکردند و بعد در آخر سال با یک قرارداد قطعی که در میانشان بود [ محصول ] را میان خودشان توزیع میکردند . شیوه تولید فرق کرده بود و حالت دستهجمعی داشت . در عصر جدید با پیشرفت صنعت ، وجه تولید و شیوه تولید به کلی عوض شده ، دیگر اصلا " فردی " هیچ معنی ندارد . یک کارخانه وقتی بخواهد بچرخد ، مرکب است از عدهای افراد ، با شعور مختلف . اگر بخواهد تمام کارهایش انجام بشود حتی از وجود یک روانشناس هم استفاده میکنند که فنش از این کار فنی دور است . چندین مهندس باید داشته باشند ، چندین تکنسین باید داشته باشند ، کارگر عادی باید داشته باشند ، متخصصهای دیگر باید داشته باشند ، مدیر فنی باید داشته باشند ، دفتردار باید داشته باشند ، سکرتر باید داشته باشند . این خودش یک کار جمعی میشود ، این دیگر نمیتواند فردی باشد . ابزار تولید که به قول اینها تکامل پیدا کرده شیوه تولید هم عوض شده است . البته در آن مثالی که ما گفتیم بدون آنکه ابزار تولید عوض شده باشد شیوه تولید عوض شد .