فلسفه تاریخ 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٣
[ میدانید ؟ ] باز ضد دوم به صورت یک قوه جدید [ ظهور میکند ] یعنی مادهای است با قوه جدید ، و باز ضد سوم و همینطور ، که قائل به تکامل میشوید . پس [ مساله ] ماده [ و نیرو ] را چگونه حل میکنید ؟ میگوید : [ (نیروی مرموز در عالم " . مقصود این است که بالاخره شما که میگویید ضدی ضدی را نتیجه میدهد ، ناچار برای ماده نیرویی قائل هستید ، این نیرو را چگونه توجیه میکنید ؟ بعد از طرف آنها جواب میدهد ، میگوید : " مکتب مارکس از طرح این سوال خودداری میکند یا به عبارت بهتر مساله را با همانند ساختن این نیرو با خود ماده حل میکند . مادیگرایی این مکتب نیز در همین است . " میگوید یا باید بگوییم [ مکتب مارکس در اینجا ] سکوت میکند یا [ باید بگوییم ] میگوید که عین این [ امر ] در خود نیرو هم هست ، یعنی همانطور که ماده ضد خودش را ایجاد میکند ناچار باید بگوییم نیرو هم ضد خودش را ایجاد میکند ، یعنی تنها ماده نیست که ضد خودش را ایجاد میکند ، نیرو هم ضد خودش را ایجاد میکند . پس در واقع دو جریان است ، یکی میان مادهها ، یکی میان نیروها . ولی البته به این تعبیر غلط است ، چون ماده هم خودش میشود نیرو . آن وقت دیگر نیرو غیر از ماده نمیشود ، ماده میشود عین نیرو . بگوییم ماده ماده را و نیرو نیرو را [ ایجاد میکند . ] پس ماده هم خودش نیروست ، چون فرض این است که آن را ایجاد میکند . این [ سوال ] را یک جواب اجمالی میدهد ، میگوید عین آنچه که در باب ماده گفته است ، در باب نیرو هم همین حرف را میزند . حال اینجا من یک مطلبی عرض میکنم . خودش در عنوان فصل گفت : " قانون درونی مادیگرایی جدلی " . این " درونی " ظاهرا [ مرتبط با ] کلمه " دینامیک " است . - دینامیک یعنی تحرک . تحرک خود به خودی و درونی ، نه هر تحرکی . اینها در اصطلاح خودشان حرکت مکانیکی حرکتی را میگویند که تابع یک علت بیرونی است و حرکت