فلسفه تاریخ 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٢
دارد نیرویی اعمال میکند . نیروی جاذبه که ماده نیست . در شیمی وقتی که دو جسمی را که با یکدیگر میل ترکیبی دارند کنار یکدیگر قرار دادیم به قول آن آقا التقا ساکنین نمیشود(گفته بود اگر پیرمرد هشتاد ساله و پیرزن هشتاد ساله با هم ازدواج کنند نتیجهاش التقا ساکنین است ! )یعنی بیکار نمینشینند ، این روی آن اثر میگذارد ، آن روی این اثر میگذارد . پس نیرویی در درون این هست که آن را تحت تاثیر خودش قرار میدهد و به عکس . بعد شی ثالث به وجود میآید . حال آن شی ثالث را بگویید مولود نیروی خود اینهاست ، که البته این قابل توجیه نیست . حال ، علیالفرض میگوییم . تازه شی ثالث که به وجود میآید با نیروی جدید به وجود میآید ، چون شی ثالث خصلتهایی نشان میدهد که دو شی اول آن خصلتها را نداشتند ، یعنی این مادهای که شکل جدید پیدا کرده با نیروی جدید آمده است . در همه مرکبات عالم ، ما با نیروی جدید مواجه میشویم ، یعنی الان ما نمیتوانیم بگوییم تمام نیروهای شیمیایی عالم عین همان نیروهای عناصر اولیه است . اینها یک نیروی جدید است . بعد میرویم در دنیای زیستی ، نیروها شکل دیگری پیدا میکنند ، چون عملکرد دیگری پیدا میکنند ، عملکردهایی که با نیروهای فیزیکی و شیمیایی به هیچ شکل قابل توجیه نیست . در آنجا نیرو - که آنجا اسمش " حیات) ] است - اصلا سوار بر ماده میشود به طوری که ماده را بیش از پیش تحت تاثیر خودش قرار میدهد ، ماده را میسازد آنچنان که با هدفهایش جور دربیاید ، ماده را تجزیه میکند ، ماده را شکل میدهد ، اندام به آن میدهد ، نقش به آن میدهد ، زیبایی به آن میدهد ، دستگاه به آن میدهد ، هزار کار میکند که اینها اصلا قبلا وجود نداشتند . این بحث ماده و نیروست . بحث را به این صورت که ما طرح کنیم مارکسیسم باید جواب بدهد . [ نویسنده ] میگوید [ مارکسیسم ] این را طرح نکرده و از طرح کردن چنین مسالهای خودداری کرده است که بسیار خوب ، شما میگویید ضدی ضد خودش را به وجود میآورد ، یا میگویید ضدی از ضد خودش نتیجه میشود(این را من اضافه میکنم : )شما که هگل نیستید که بگویید این نتیجه شدن همان است که در ذهن صورت میگیرد و آنچه در ذهن صورت میگیرد همان است که در خارج صورت میگیرد ، شما ذهن را تابعی از عالم عین میدانید . " نتیجه میشود " یعنی معلول اوست ، یعنی ضد قبلی مانند یک قوه در این اثر گذاشته است . قوه را شما چه