علل گرایش به مادیگری - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٥
اینها از تأخر از مرتبه ذات و از معلولیت که لازمهاش نقص است بر میخیزد . از نظر صدرالمتألهین مسأله خلو ذاتی ماهیت از هستی و نیازمندی به شیء دیگر که آن خع را پر کند ، بنابر اصالت ماهیت درست است نه بنابر اصالت وجود . بنابر اصالت وجود نسبت نیازمندی و خلو ذاتی به ماهیت و اینکه چیزی دیگر به نام علت ، پر کننده این خع است تنها با نوعی تسامح فلسفی درست است . علیت و معلولیت و نیازمندی و بی نیازی همه از شؤون آن چیزی است که عین عینیت و متن واقعیت است یعنی وجود . ریشه نیازمندی یک هستی به هستی دیگر ، قصور ذاتی و محدودیت ذاتی آن هستی است . بنابر نظریه صدرالمتألهین - برخلاف نظریه متکلمین و نظریه جمهور فلاسفه - نیاز و نیازمند و ملاک نیاز ، امور جداگانه نیستند . در اینجا نیاز و نیازمند و ملاک نیاز هر سه یک چیز است . برخی از مراتب هستی به حکم قصور ذاتی و به حکم تأخر ذاتی از منبع اصلی وجود ، عین نیاز به مرتبه دیگر از هستی میباشند . صدرالمتألهین آنجا که به طور کلاسیک مسأله " ملاک نیاز به علت " را طرح میکند ، از همان روش امثال بوعلی پیروی میکند ، ولی در جاهای دیگر نظر خویش را در این مسأله که نتیجه قطعی اصولی است که تأسیس کرده و جز این نمیتوانست باشد بیان کرده است . و چون آنجا که به طور کلاسیک مسأله را طرح کرده ، از روش قدما پیروی کرده است ، متأخران و پیروان مکتبش مانند مرحوم حاجی سبزواری ، چنین پنداشتهاند که صدرالمتألهین در این مسأله نظر جداگانهای ندارد . و ما برای اولین بار در پاورقیهای اصول