علل گرایش به مادیگری - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٦
اکنون ببینیم آیا استدلال از راه نظم جهان بر وجود ناظم ذی شعور ، یک برهان تجربی است ؟ پیش از آنکه وارد ماهیت برهان نظم گردیم ، لازم است ماهیت یک استدلال رایج دیگر را که آقای هیوم صددرصد آن را تجربی میداند و برهان نظم را چیزی شبیه آن میشمارد ، بررسی کنیم و آن ، برهان و استدلال از آثار و مصنوعات انسان بر عقل و اندیشه و هوش انسان است . آیا آن استدلال رایج و عادی ما در مورد انسانها که از آثار و مصنوعات انسان ، عقل و اندیشه و میزان معلومات او را کشف میکنیم ، واقعا یک دلیل تجربی است از نوع تجربههایی که در مورد کشف روابط اجزای طبیعت ، نظیر رابطه حرارت و بخار و رابطه سردی و انجماد ، به کار میرود یا نه ؟ به عبارت دیگر ، آیا کشف عقل و هوش و علم صانعهای انسانی از مصنوعاتشان یک دلیل تجربی است یا یک برهان عقلی ؟ ما از کجا میدانیم که مثلا بوعلی فیلسوف یا طبیب بوده و یا سعدی شاعر و ادیبی با ذوق بوده است ؟ ما که با اشخاص مختلف از دوست و رفیق و معلم و شاگرد و همکلاسی همیشه روبرو میشویم ، از کجا میفهمیم که آن یکی با هوش و دیگری کم هوش و سومی با معلومات و چهارمی کم اطلاع است ؟ بدیهی است که از آثاری که از آنها بروز میکند ، از سخنانی که از آنها میشنویم ، از رفتاری که از آنها میبینیم یا از آثار و نوشتههای آنها که مطالعه میکنیم . ما که هوش و عقل و معلومات آنها را نمی توانیم مستقیما مشاهده کنیم یا لمس نماییم . اساسا چیزهایی از قبیل اندیشه و معلومات ، قابل حس و لمس نیست . فرضا مغز آنها را تشریح کنیم یا به وسایلی از مغز آنها