علل گرایش به مادیگری - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١
می کنید که فلاسفه مادی تفسیر کرده و میکنند ، که خلاصهاش این است که اگر فرد در طریق تکامل جامعه فانی گردد ، جاودان میگردد ، زیرا راه جاودان است و تکامل جاودان است ، هر چند فرد فانی است . بگذریم از همه اشکالات دیگر ، قرآن خلود و جاودانگی را مخصوص مؤمنان و پیشتازان تکامل ، و انقلاب نمی داند ، کافران و منافقان را هم جاوید و خالد میداند . خلود و جاودانگی آنها را چگونه توجیه میکنید ؟ شما از یک طرف در تفسیر سوره حمد میگویید : " مسأله خداخواهی اصل اساسی در قرآن است . الله یعنی ذات مقدسی که همه موجودات ، مات و مبهوت و دیوانه او میباشند و برای پیوستن و رسیدن به او تلاشی پیگیر و خستگی ناپذیر دارند . . . مگر نه این است که اسم حاکی از مسمی و کاشف از اوست ؟ آیا [ انسان ] چگونه با نام الله به مسمای خداوند میتواند پی ببرد ؟ مگر خداوند ، آفرینش را احاطه نکرده است و مگر الله در جزء جزء موجودات راه ندارد و حکومت نمی کند ؟ مگر چگونه با نام الله به ذات او میتوان راه یافت ؟ آیا با به کار گرفتن همین نام ، چشم انداز انسان مؤمن به قرآن به اندازه پهنای همه آفرینش گستردگی و انبساط نمی یابد و آیا ظرف وجودی او از همه آفرینش گستردهتر و منبسط تر نمی شود ؟ آیا از همین جا به مفهوم این سخن زیبای خدایی پی نمی بریم که : " تنها دل بنده مؤمن جایگاه خداست " ؟ پس ضمن آنکه عنصر مؤمن نام خدا میبرد و خود را و اله و حیران عظمت و بزرگی و جبروت او میبیند و برای رسیدن به او و در قلب خود جای دادنش تلاش میکند ، به آفرینش و موجودات آن هم میاندیشد که همه جویای الله و پویای او میباشند و تنها دل بدو بسته و پیوند بندگی را با او محکم کرده و رو به سوی او دارند " . اینها همه صحیح و درست و قابل تحسین ، اما از طرف دیگر در ضمن تفسیر آیه ٩ از سوره بقره " « یخادعون الله و الذین آمنوا و ما یخدعون الا انفسهم ». . . " کلمه الله به گونهای تفسیر میشود که