علل گرایش به مادیگری - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٥
دادن تا چه رسد بهانه انکار خدا قرار دادن ، بسیار دور از انصاف علمی است . رابعا فرضا قبول کردیم که ظواهر آیات مذهبی غیر قابل توجیه است و از نظر علمی هم تسلسل انسان از حیوان ، قطعی است ، حداکثر این است که انسان ایمان خود را به کتب مذهبی از دست بدهد ، چرا ایمان خود را به خدا از دست بدهد ؟ اولا شاید مذاهبی در جهان پیدا شوند که درباره خلقت انسان ، به صراحت تورات ، اصل انسان را مستقیما از خاک ندانند . ثانیا چه ملازمهای هست میان قبول نداشتن یک یا چند یا همه مذاهب و میان قبول نداشتن خدا ؟ همواره در جهان افرادی بوده و هستند که به خداوند ایمان و اعتقاد دارند ولی به هیچ مذهبی پای بند نیستند . از مجموع آنچه گفتیم معلوم شد فرض تضاد میان مندرجات کتب مذهبی و اصل تکامل ، عذری برای گرایش به مادیگری محسوب نمی شود ، مطلب چیز دیگری است . حقیقت آن است که مادیین اروپا خیال میکردهاند که فرضیه تکامل عقلا و منطقا با مسأله خدا سازگار نیست اعم از آنکه با مذهب سازگار باشد یا نباشد بدین جهت اظهار میداشتند که با قبول اصل تکامل ، مسأله خدا منتفی است . اکنون ما وارد این بحث میشویم . میخواهیم ببینیم آیا عقلا و منطقا میان این دو مسأله ضدیت است یا عقلا و منطقا ضدیتی نیست و نارسایی مفاهیم فلسفی اروپا توهم ضدیت را به وجود آورده است ؟ و به هر حال ، باید ببینیم مادیین که ضدیت فرض میکردهاند از چه راه بوده است ؟ سخن اینها را به دو گونه میتوان تقریر کرد : یکی به این نحو