علل گرایش به مادیگری - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٤
می گیریم که زاویه " الف " مساوی زاویه " ج " است . ذهن در مییابد که ضرورتا باید چنین باشد و نمی تواند چنین نباشد ، یعنی محال و ممتنع است که چنین نباشد . اینجاست که مساوی بودن زاویه " الف " با زاویه " ج " به یاری دو مقدمه توضیح داده شده است . آن دو مقدمه " دلیل " مساوی بودن زاویه " الف " با زاویه " ج " است نه " علت " آن . اما علیت چیزی را توضیح نمیدهد . علیت تنها یک " قضیه وجودیه " را بیان میکند نه یک " قضیه ضروریه " را ، زیرا علیت از تجربه به دست میآید نه از استنتاج عقلی . مثلا به تجربه دریافتهایم که آب در اثر حرارت بخار میشود و در اثر سرما منجمد میگردد . از این رو میگوییم حرارت علت بخار شدن و سرما علت منجمد شدن آب است اما هرگز ذهن ما حکم نمی کند که ضرورتا و منطقا باید چنین باشد . فرضا ما در تجربه عکس آن را دریافته بودیم ، یعنی همیشه آب در حرارت منجمد میشد و در سرما بخار میگشت ، از نظر ذهن ما فرقی نمیکرد . پس این فرض از نظر ذهن امری ممتنع و محال نیست ، به خلاف مساوی نبودن زاویه " الف " با زاویه " ج " در مثال گذشته که فرض امری محال و ممتنع است . علیت توضیح نمیدهد که آنچه معلول است باید معلول باشد و منطقا باید چنین باشد ، و آنچه علت است منطقا باید علت باشد . پس جهان را از طریق " دلیل " باید توضیح داد نه از طریق " علت " . فرق دلیل و علت این است که علت ، چیزی " منفرد " است ، یعنی وجود مستقل از معلول خود دارد ، برخلاف دلیل که چیزی " منفرد " و وجودی مستقل از مدلول نیست . مثلا مساوی بودن زاویه " الف " با زاویه " ب " و مساوی بودن زاویه " ب " با زاویه " ج " دلیل مساوی بودن زاویه