علل گرایش به مادیگری - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٦
است ؟ و اگر وظیفهای هست ، آن وظیفه چیست و چگونه باید رفتار کرد ؟
این است " الفی " که تا آخر گریبان انسان را رها نمی کند ، مگر
اینکه سراپای زندگی خود را تسلیم این " الف " کند ، یعنی این خط سیری
است که " الف خدا " برای انسان معین میکند .
روی این حساب است که خداشناسی ، جو روحی و عملی مساعدی لازم دارد و
اگر جو روحی و عملی مساعدی نبود ، همان ریشه اصلی نیز خشک میگردد ،
همچون بذری که در زمینی افشانده میشود که اگر محیط مساعد نباشد فاسد
میگردد و از بین میرود .
توحید اقتضا میکند یک زمینه آماده روحی را برای تعالی . توحید مقتضی
تعالی روحی است ، میخواهد روح را برتری دهد و با هدفهای حیات و خلقت
سازگاری دهد و به همین جهت در قرآن کریم همه سخن از قابلیت و پاکی و
استعداد است ، میگوید : " « هدی للمتقین »" [١] هدایت است برای
پرهیزکاران . " لتنذر به من کان حیا " [٢] قرآن برای این است که
توبه وسیله آن زندهها را اعلام خطر کنی .
از طرف دیگر ، عصیانهای اخلاقی و عملی ، روح را از آن مقام قدس والا
تنزل می دهند و لذا این فکر و آن عمل دو نیروی متضاد با یکدیگرند .
نه تنها در مفاهیم مقدس مذهبی مطلب اینچنین است ، بلکه در تمام
مفاهیم مقدس ، و لو غیر مذهبی ، مطلب به همین منوال است .
[١] بقره / [٢] [٢] یس / . ٧٠ [ و در قرآن کریم " لینذر من کان حیا »" آمده است ] .