علل گرایش به مادیگری - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٩
پدید آورنده است ، و اگر جهان یا نوعی از انواع ، تدریجی الوجود باشد ، علل و عوامل تدریجی طبیعت برای توجیه آنها کافی است . این گونه فرضیات نشانههای ضعف دستگاههای فلسفی غرب است . علاوه بر این جهت که در غرب فرض بر این بود که نظریه تکامل ، برهان نظم و اتقان صنع را تضعیف میکند یک چیز دیگر نیز سبب شد که مکتب تکامل ، ضد مکتب الهی تلقی شود و به این وسیله بازار مادیگری را رونق دادند . آن این بود که فرض شد اگر خدایی در کار باشد میبایست اشیاء طبق طرح قبلی به وجود آمده باشند ، یعنی وجود اشیاء قبلا در علم الهی پیش بینی شده باشد و سپس با اراده و مشیت قاهره الهی خلق شده باشد . طرح قبلی و پیش بینی قبلی ملازم است با اینکه به هیچ وجه " تصادف " دخالت نداشته باشد ، زیرا تصادف بر ضد پیش بینی است . امر تصادفی یعنی امری غیر مترقب و غیر منتظر و غیر قابل پیش بینی . اما ما میدانیم که تصادف نقش فوق العاده مهم و مؤثری در خلقت کائنات بازی کرده است . فرضا تصادف را برای خلقت اولی اشیاء کافی ندانیم ، بالاخره وجودش را و نقش مؤثرش را در جریان خلقت نمی توانیم انکار کنیم . مثلا خود زمین که گهواره جانداران است قطعهای بوده که بر اثر تصادف ، مثلا نزدیک شدن خورشید به یک کره بزرگ و واقع شدن آن تحت تأثیر جاذبه آن کرده بزرگ ، به وجود آمده است . اگر طرح قبلی و به اصطلاح اگر تقدیر ازلی در کار بود ، تصادف هیچ نقشی نداشت . نتیجه اینکه اگر خدایی در کار باشد ، اشیاء طبق طرح قبلی به وجود میآیند و قبلا در علم ازلی الهی پیش بینی میشوند ، اگر اشیاء در علم ازلی الهی پیش بینی شده بودند تصادفی در کار نبود ، و چون تصادف نقش مؤثری در خلقت