علل گرایش به مادیگری - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٣
ممتنع الوجود بالغیر میگردد . فلاسفه نام این خع را " امکان ذاتی " میگذارند و میگویند ملاک نیازمندی اشیاء به علت ، امکان ذاتی است ، همچنانکه نام آن " مع " وجودی را " وجوب ذاتی " مینهند . در حقیقت ، از نظر فلاسفه آن نقص ذاتی که موجودات را نیازمند و ناقص و وابسته به غیر میکند ، همان خع ذاتی است و آن کمال ذاتی که منشأ کمال موجودات است و آنها را از وابستگی به غیر بی نیاز میسازد ، " مع " ذاتی یعنی عینیت ذات و وجود است . از نظر این فلاسفه نظر به اینکه ریشه و ملاک نیازمندی ، خع ذاتی است نه سابقه نیستی ، فرضا موجودی در عالم وجود داشته باشد که همیشه بوده و هیچ گاه نبوده که نبوده است و به هیچ وجه سابقه نیستی ندارد اما ممکن الوجود است ، یعنی ماهیتش عین هستی نیست و در مرتبه ذات خود خع هستی دارد ، چنین موجودی معلول و مخلوق و وابسته به غیر است هر چند ازلی و ابدی باشد . به عقیده حکما چنین موجوداتی وجود دارند و آنها را " عقول قاهره " مینامند .
ج . نظریه خاص صدرالمتألهین و پیروان مکتبش :
صدرالمتألهین قبول کرد که هر حادثی نیازمند به غیر است و هم قبول کرد که هر ممکن الوجودی نیازمند به علت است ، ایرادهای فلاسفه را بر متکلمین وارد دانست و نظر فلاسفه را درباره اینکه هیچ مانعی ندارد که موجودی ، قدیم زمانی و دائم الوجود و ازلی و ابدی باشد و در عین حال وجودش وابسته و مخلوق و معلول باشد ، پذیرفت ، همچنانکه نظر فلاسفه را درباره اینکه ملاک نیازمندیها و وابستگیها را در درون اشیاء باید جستجو کرد نه در عدم پیشین ، صحیح دانست ، ولی ثابت